درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - زمان اول و آخر ندارد
بلکه مثل شیئیت و امکان است. این اشکال اشکال نسبتا مهمی است.
جواب
مرحوم آخوند در جواب میگوید: شما به یک مطلب توجه نکردهاید. فرق است میان اینکه اضافه عین ماهیت شیء باشد[١] و اینکه لازمه وجود شیء باشد. ما نمیگوییم ماهیت زمان ماهیت اضافه است بلکه میگوییم نحوه وجودش به گونهای است که اضافه به عنوان امری از لوازم وجود از آن انتزاع میشود.
حاجی این مطلب را با مثالی به شکل خوبی توضیح میدهند. میگویند: همه اعراض ـ حتی مقوله کم و مقوله کیف ـ وجودشان وجود اضافی است؛ یعنی وجودشان وجودی است که در عالم عین تعلق دارد به وجودی دیگر. در باب عرض میگوییم: عرض ماهیتی است که اِن وُجِدَ وُجِدَ فی الموضوع؛ یعنی وجود عرض وجود فی الموضوع است و اصلا نحوه وجود، وجود تعلقی است؛ یعنی تعلقْ عین وجود آن است. ولی این مطلب اقتضاء نمیکند که ]تعلق و اضافه عین ماهیت همه اعراض باشد.[ تعلق و اضافه به موضوع عین وجود ]عرض[ است؛ یعنی وجود نفسی عرض عین وجود تعلقی آن است، نه اینکه عرضْ وجودی دارد که در مرتبه ذاتْ تعلق به موضوع ندارد و بعد اضافه به موضوعْ عارض بر وجودش میشود[٢] .
این مطلب، میان همه اعراض مشترک است. ولی در مورد خصوص مقوله اضافه میگویند: در میان اعراض مقولهای هست که نه تنها وجودش وجود اضافی به موضوع است، بلکه اصلا ماهیتش ماهیت اضافه و نسبت است، که ابوت و بنوت از این قبیلند.
وجود زمان نحوه وجودی است که این اضافه خاص (تقدم و تأخر) از حاقِّ آن انتزاع میشود. پس اگر میگوییم «تقدم و تأخر ذاتی زمان است» به این معناست که تقدم و
[١] . يعنی ذاتی باب ماهيت باشد، جنس و فصل باشد.
[٢] . در اضافههای اعتباری [ـ برخلاف اضافههای حقيقی ـ عرضْ وجودی دارد كه در مرتبه ذاتْ تعلقبه موضوع ندارد.] مثلا در اضافه كشتيبان به كشتی، وجود و حقيقت كشتيبان تعلق به كشتی ندارد ومستقل از وجود كشتی است. اما در اضافه صورت به ماده و يا اضافه عرض به موضوع، تعلق صورتبه ماده و عرض به موضوعْ ذاتی وجود صورت و عرض است.