درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
«آن» به معنایی که متفرع بر زمان است
حال میگوییم: «آن» به آن معنا که متفرع بر زمان است[١] یعنی حدِّ زمان و نقطه مشترک بین دو زمان، ولی دو زمانی که در واقع و نفسالامر از یکدیگر بریده نشدهاند، بلکه به حسب دو عرض یا به حسب ذهن دو زمانند.
این معنا برای «آن» معنای درستی است؛ چون زمان فی حد ذاته و فی نفسالامر قابلیت انقسام ذهنی به دو جزء را دارد، قهرا حد مشترک میان دو جزئش نیز اعتبار نفسالامری دارد. اتفاقا در عالم اموری هست که آنیالوجودند؛ یعنی اموری هست که در زمان وجود ندارند، بلکه در حد میان دو قسمت از زمان و در «آن» وجود دارند.
کیفیت وجود «آن» به معنایی که متفرع بر زمان است
در «آن» به این معنا[٢] دو بحث هست: یکی بحث در کیفیت وجودش، و دیگر بحث در کیفیت عدمش. بحث در کیفیت وجودش همین بود که عرض کردیم، که این «آن» به معنای حد مشترک میان دو جزء زمان است و به همان معنایی وجود دارد که نقطه و پایان برای متناهی، در خارج وجود دارد؛ یعنی موجود است به وجود منشأ انتزاع؛ یعنی وجود دارد به همان معنایی که کوری در انسان وجود دارد. اگر بپرسند «آیا کوری در انسان وجود دارد یا نه؟»، در جواب میگوییم: به یک معنا وجود ندارد، چون کوری نداشتن چشم است و امری عدمی است، و به یک معنا وجود دارد، چون انسان محدود به حدی و متصف به وصفی است که همان «نداشتن چشم» است.
کیفیت عدم «آن» به معنایی که متفرع بر زمان است
حال آیا عدم «آن» به این معنا، آنی است یا زمانی؟ اینجا بحث بسیار دقیقی مطرح است که آن را از شیخ در شفا نقل میکنند و در اشارات هم هست.
[١] . «متفرع بر زمان است» يعنی صفت زمان است، نهايت زمان است.
[٢] . يعنی به معنايی كه متفرع بر زمان است.