درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - در ربط حادث به قدیم
آسمان است. اگر بگوییم رابطْ وضع متجدد است، معنا چنین میشود که موضوع در اینجا جسم است و ما نیازمند به علتی هستیم که وضع فلک را تغییر دهد. آنوقت رابطه موضوع با وضع و به تبع آن با حرکت، از قبیل رابطه تألیفی میشود؛ یعنی علتْ غیر ذیوضع را ذیوضع میکند و غیرمتحرک را متحرک میکند.
آن کسی که گفته «حرکت رابط است» خواسته مطلب را به این شکل حل کند که بگوید جاعلْ وجودِ حرکت را به جعل بسیط جعل کرده است اما این حرکت ماهیتش عین حدوث است؛ یعنی میخواهد بگوید اینجا یک جعل بیشتر نیست و آن جعل هم ازلی و ابدی است ولی مجعول نحوه ماهیتش طوری است که مراتب دارد و در لایزال ادامه دارد[١] . کسی که حرکت را رابط فرض کرده، مجبور بوده که حرکت را مجعول به جعل بسیط بداند تا جاعلْ ازلی و غیر متغیر باشد و مجعول در لایزال ادامه داشته باشد.
مرحوم آخوند به چنین کسی چنین ایراد میگیرد: اگر حرکت خودش یک حقیقت و ماهیتی در عالم میبود حرف شما صحیح بود، اما حرکت خودش ماهیت مستقلی در عالم نیست، پس آنچه که شما اینجا در باب حرکت میگویید، باید درباره خود آن وضع مطرح کنید. و اگر هم بحث را به وضع ببرید، آن نیز نمیتواند رابط باشد؛ چون وضع متغیر است و علة المتغیر متغیر؛ یعنی وقتی که مطلب را در باب وضع ببریم، جسم است که آنآ فآنآ تغیر وضعی را قبول میکند و اینجاست که «علة المتغیر متغیر» جاری میشود؛ یعنی همان طور که جسم آنآ فآنآ تغییر وضعی را قبول میکند، علتی هم باید باشد که آنآ فآنآ تغییر کند تا بتواند این وضع را تغییر دهد.
توضیح بیشتر
توضیح بیشتر اینکه: در حرکات عرضیه مثل أین و وضع، جسم موضوع است به اعتبار اینکه حرکت را قبول میکند، و حرکت عرض است؛ زیرا جسم جوهر است و أین و وضع عرضند. در اینجا وجود قابل غیر از وجود مقبول است. اینجاست که اصل «علة المتغیر متغیر» جاری میگردد؛ چون جسم ـ که فی حدّ ذاته وجود دارد ـ این امکان را دارد که وضع جدیدی بگیرد؛ یعنی این امکان را دارد که علتی بیاید و آن را متغیر کند. این است که اینجا
[١] . قبلا مثالش را گفتهايم؛ اين مثل زمان است كه جاعل يجعل الزمان بجعل بسيط (يجعل الزمان يعنیيخلق الزمان)، خود وجود زمان با خالق رابطه ازلی دارد ولی وجودش يك وجود ممتد است.