درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
واقعیت است ولی واقعیتی که در آن امکان فرض یک نقطه هست، نقطهای که زمان لامماسه را از زمان مماسه جدا میکند.) سؤال این است: آیا آن نقطه مشترک به مماسه تعلق دارد یا به لامماسه[١] ؟
طرح بحث در مثالی دیگر
مثال بعدی عکس مثال قبل است: فرض کنید شیئی در حال مماسه است و بعد با حرکتی لامماسه شروع میشود. باز در اینجا زمان مماسه زمان قبل است و زمان لامماسه زمان بعد، و میان این دو زمان نقطهای فرض میشود که در آن نقطه نمیشود گفت هم مماسه است و هم لامماسه، و نمیشود گفت نه مماسه است و نه لامماسه. پس یکی از این دوتاست.
خلاصه حرف شیخ تا اینجا
پس اصل مقدمهای که شیخ در اینجا چیده است این است[٢] : اگر شیئی دو حالت متناقض یا در حکم متناقض[٣] داشته باشد، در اینجا یک آنِ فاصل میان این دو حالت وجود دارد که نمیشود به هردو تعلق داشته باشد و نیز نمیشود به هیچ کدام تعلق نداشته باشد. پس به یکی تعلق دارد. حال که به یکی تعلق دارد، به کدام تعلق دارد[٤] ؟
جواب شیخ
آنِ فاصل در امور آنی الحدوث
شیخ میگوید: برخی امور آنیالوجود و آنیالحدوثاند و در تمام آنات بعدی حالی مشابه
[١] . چنانكه در مثال قبل بيان شد، اين نقطه نمیشود به هردو تعلق داشته باشد و نيز نمیشود به هيچكدام تعلق نداشته باشد.
[٢] . خيلی هم روشن بيان نكردهاند.
[٣] . يعنی دو حالتی كه نه اجتماعشان در محل واحد در آنِ واحد ممكن باشد و نه ارتفاعشان.
[٤] . اين گونه نيست كه در همه موارد به اولی تعلق داشته باشد يا در همه موارد به دومی تعلق داشتهباشد. مواردْ متفاوت است؛ در بعضی موارد به اولی تعلق دارد و در بعض ديگر به دومی.