درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧ - ادله قائلین به بدایت زمان
مجموعِ ماسوی الله حقایقی هست کـه اصلا زمانی نیستند تا بشود دربارهشان بحث کرد که آیا قدیم زمانی هستند یا نیستند. اما اگر مقصود این باشد که اجسام عالم قدیم زمانیاند، اشکال دیگری وارد میشود؛ معنای قدیم زمانی بودن اجسام عالم این است که اجسام عالم در ازل در زمان وجود دارند، و لازمه این حرف این است که زمان ـ ولو در مرتبه ـ تقدم بر این اجسام داشته باشد[١] و حال آنکه زمان نمیتواند تقدم ذاتی بر اجسام داشته باشد، بلکه اجسام و حرکت اجسام تقدم ذاتی بر زمان دارند.
بعد آن عارف میگوید: ما از حرف شما غیر از این دو معنی چیز دیگری نمیفهمیم و این دو معنی هم صحیح نیست.
بعد این عارف مطلب عارفانهای را طرح کرده و گفته است: اگر مقصود شما از قِدَم زمانی این است که عالم مع الله است (یعنی کان الله و کان معه العالم) چنین چیزی محال است؛ این که چیزی مع الله باشد، در ازل محال است، در زمان حاضر هم محال است، در آینده هم محال است؛ اصلا محال است چیزی مع الله باشد؛ الله مع کل شیء، ولی هیچ چیزی مع الله نیست؛ او با اشیاء هست، به معنی اینکه احاطه ذاتی بر همه اشیاء دارد، ولی اشیاء با او نیستند.
جواب مرحوم آخوند
معلوم است که حرف این عارف حرف حسابیای نیست. مرحوم آخوند در جواب میگویند: مقصود حکما از عالم، همین اجسام است. اما اینکه میگویید «لازمه اینکه اجسام قدیم زمانی باشند این است که زمان بر اجسام تقدم داشته باشد» صحیح نیست. معنای اینکه «اجسام قدیم زمانیاند» این است که اجسام مسبوق به عدم زمانی نیستند؛ ]متکلمین [گفتهاند اجسام مسبوق به عدم زمانیاند؛ حکما در مقابل، حرف آنها را نفی میکنند و میگویند: اجسام مسبوق به عدم زمانی نیستند.
توضیح حاجی
در اینجا بهتر بود مرحوم آخوند توضیح بیشتری میدادند. حاجی ]به آن عارف[ میگوید: اینکه شما میگویید «لازمه اینکه اجسام قدیم زمانی باشند، تقدم زمان بر عالم است»
[١] . يعنی اول بايد زمان وجود داشته باشد، تا اين اجسام در زمان وجود داشته باشند.