درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - در ربط حادث به قدیم
ذات خود بسیط است[١] و از آن، عدمهایی انتزاع میشود که از آن عدمها ماده و قوه و استعداد و امثال اینها انتزاع میشود. این مطلب، آن مقداری است که به طور صریح از حرفهای مرحوم آخوند در اینجا استنباط میشود.
مطلب عالی علامه طباطبایی: کثرت عَرْضی صورتها نیز اعتباری است
اینجا آقای طباطبایی مطلبی در حاشیه دارند که از جمله حرفهایی است که ایشان در نوشتههای فارسی و عربی خودشان خیلی روی آن تکیه دارند و در اینجا معتقدند مرحوم آخوند هم همان مطلب را میگوید. این مطلب را ـ که اینجا به صورت توضیح حرف مرحوم آخوند بیان میکنند ـ دیگران از حرف مرحوم آخوند استنباط نکردهاند و حرف بسیار عالیای هم هست.
]قبل از بیان مطلب آقای طباطبایی مقدمهای ذکر میکنیم :[ در باب عالم طبیعت انواعی از کثرت قابل بحث است. یکی همان کثرت قابل و مقبول است که آیا میان ماده و صورت کثرتی هست یا نه[٢] ؟ گفتیم که چنین کثرتی عینی نیست بلکه بیشتر برمیگردد به تحلیل عقلی.
بحث دیگر راجع به کثرت طولی صورتهاست. مثلا شیئی نطفه میشود (یعنی صورت نطفه بودن پیدا میکند) بعد علقه میشود، بعد مضغه میشود تا اینکه انسان میشود، این صورتها با یکدیگر چه نسبتی دارند؟ آیا واقعا کثرتی در کار است، یا اینکه این تجزیهها نیز کار ذهن است و ]در عالم عین[ یک واقعیت متصل و متدرج و ذیمراتب بیشتر وجود ندارد؟ بدون شک مُختار مرحوم آخوند که در بسیاری از کلمات خودش به آن تصریح کرده همین شق دوم است و اصلا معنای حرف ایشان که میگوید «حرکت جوهریه خَلع و لَبس نیست بلکه لَبس بعد از لَبس است» همین است.
اگر بپرسید: پس چرا مرحوم آخوند گاهی اسم صورت سابقه و صورت لاحقه را میآورد و میگوید «صورت سابقه ماده را مستعد میکند برای صورت لاحقه و باز این صورت لاحقه برای صورتی دیگر»؟ آیا از اینجا معلوم نمیشود که ایشان به کثرتی قائل است؟
[١] . «بسيط است» يعنی مركب نيست، دو شیء نيست. قبلا گفتيم ماده و صورت دو امری كه ضميمه بهيكديگر بشوند نيستند، بلكه [اجزاء] تحليلیاند.
[٢] . همان بحثی كه اينجا مطرح بود.