درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - در ربط حادث به قدیم
وجود است ـ حتی در افراد نوع واحد و در مراتب عَرْضی وجود هم باید گفت مرتبهشان ذاتی آنهاست. بنابراین آنچه ما در مراتب طولی وجود میگوییم، در مراتب عرضی هم عین آن مطلب را میتوانیم بگوییم.
این مطلب البته مطلب درستی است و خود مرحوم آخوند هم آن را قبول دارد.
بازگشت به اصل بحث و نظریه آخوند
بعد دوباره مرحوم آخوند وارد بحث خودشان در باب اختصاص اشیاء به وقت جزئی میشوند. بیان اول این بود که اختصاص اشیاء به وقت جزئی در بعضی از امورْ ذاتی است و در بعضی از امور ذاتی نیست و گفته شد آن چیزی که اختصاصش به وقت خودش ذاتی آن است زمان است و آنچه که اختصاصش به وقت خودش ذاتی نیست امور زمانی است.
بعد میگویند: بله آن چیزی که اختصاصش به وقت خودش ذاتی آن است زمان است عند القوم و طبیعت جوهری است عندنا؛ یعنی آن حقیقتی که در عالمْ تقدم و تأخر ذاتی آن است و مراتبْ ذاتی آن است، زمان است در نزد قوم (که[١] زمان هم مقدار حرکت است در نزد آنها و آنها به حرکت به عنوان یک امر مستقل از اشیاء نظر کردهاند نه به عنوان نحوه وجود اشیاء[٢] ) ولی در نزد ما آن حقیقت متغیر بالذات و تقدم و متأخر بالذات که تقدم و تأخرِ مراتبش و اختصاصش به وقت معین ذاتی آن است، طبیعت است.
زمانْ مقدار حرکت جوهریه است
قدما که به حرکت به عنوان پدیدهای مستقل نگاه میکردند میگفتند زمان عبارت است از مقدار حرکت؛ یعنی این جهت را قبول داشتند که حرکت[٣] و زمان در خارج یک چیزند و در مقام مقایسه میگفتند همچنان که جسم تعلیمی و جسم طبیعی در خارج یک حقیقتند، حرکت و زمان هم در خارج یک حقیقتند. مکرر این مسأله را بحث کردهایم که اگر جسم را مبهم اعتبار کنیم، یعنی اگر نظر به جسمیتش کنیم قطع نظر از اینکه الان دارای چه مقدار
[١] . اين جهت را من برای تفهيم اضافه میكنم.
[٢] . قبلا گفتيم كه حركت امری نسبی است و معلوم شد كه نمیتوانيم حركت را پديدهای مستقل از اشياءدر نظر بگيريم تا بعد برای آن حساب علیحدهای قائل شويم و بگوييم حركتْ رابط ميان حادث وقديم است.
[٣] . همان حركت عرضی وضعی فلكی كه خودشان قائل بودند.