درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
در زمان، تقسیم نوع دوم و سوم امکان دارد
ولی آن دو انقسام دیگر، برای زمان امکان دارد. در انقسام فرضی، ذهن ما مدتی را که اسمش را گذاشته «یک ساعت» به دو نیم ساعت، چهار ربع ساعت، شصت دقیقه و... تقسیم میکند. در این تقسیمات، ذهن ما مرزهایی میان اجزاء زمان اعتبار میکند.
همچنین نوع سوم تقسیم هم که به اعتبار عرضین بود، در زمان جاری است. در اینجا زمان به اعتبار تقارنش با حوادث تقسیم میشود[١] . مثلا: خورشید برای ما در لحظهای[٢] ظهور میکند، که اسم آن را میگذاریم طلوع خورشید، و باز در لحظهای از ما مخفی میشود، که اسم آن را میگذاریم غروب خورشید. به مابین طلوع خورشید و غروب خورشید میگوییم «روز»، و به مابین غروب خورشید و طلوع آن میگوییم «شب». در اینجا زمان به اعتبار دو عرضی که مقارن با آن شده است (یعنی طلوع و غروب) تقسیم شده است. گفتیم که این نوع انقسام، میان فکی و فرضی (ذهنی) است و در واقع انقسام عینی نیست، بلکه بیشتر برمیگردد به انقسام ذهنی.
فرق کمّ متصل با کمّ منفصل
مطلب دیگر اینکه: فرق میان کمّ منفصل با کمّ متصل این است که کم منفصل تقسیم میشود به اقسامی بدون اینکه میان اقسام، حد مشترک وجود داشته باشد. عدد ١٠ تقسیم میشود به دو تا پنج تا، یا یک شش تا و یک چهارتا و ...، و در اینجا بین اقسام، حد مشترکی وجود ندارد. اما کم متصل تقسیم میشود به اقسامی که میان آنها حد مشترک وجود دارد. (البته این مطلب، در مورد نوع دوم و سوم تقسیم است نه نوع اول که تقسیم فکی است.) حد مشترک یعنی حد و نهایتی که هم حد و نهایت این قسم است و هم حد و نهایت آن قسم. اگر شما مثلا در ذهن خودتان این جسم یا این زمان را به دو قسمت تقسیم کنید، میگویید این دو قسمت به یک جا که میرسند، آنجا نهایت این قسمت و ابتدای آن قسمت است[٣] .
پس فرق کمیات منفصله با کمیات متصله این است که کمیات متصله وقتی تقسیم
[١] . در اين جهت فرقی نمیكند كه زمان از چه چيزی انتزاع شده باشد، از حركت جوهری يا از حركتفلك يا... .
[٢] . چون خورشيد و زمين كرهاند، مسلما ظهور خورشيد در يك «آن» تحقق پيدا میكند.
[٣] . البته اين ابتدا و نهايت، اعتباری است.