درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧ - در ربط حادث به قدیم
است که صلاحیت دارد این دو معنا از آن انتزاع شود. باز تکرار میکنم: ]ماده و صورت [مثل جنس و فصل هستند که میگوییم «اجزای تحلیلیاند»، البته نه به معنای اجزاء انیاب اغوالی، بلکه به این معنا که شیء در خارج بسیط است ولی همین وجود بسیط (همین طبیعت) به گونهای است که وقتی آن را در ظرف عقل میبریم صلاحیت و شأنیت دارد که این دو مفهوم از آن انتزاع شود. و همان طور که ما عرض کردیم، هیولی و صورت جز از نحوه وجود حرکت از چیز دیگری نمیتواند انتزاع شود؛ یعنی این دو از جسم انتزاع میشوند از آن جهت که متحرک است نه از آن جهت که جسم است.
نقش صورت در قبال استعدادهای ماده
اینجا سؤال دیگری پیش میآید: مگر شما نمیگویید «ماده در هر مرحلهای استعداد صورتی را دارد»؟ این استعدادها در واقع چیست؟ آیا ]بنا بر اینکه ماده در هر مرحلهای استعداد صورتی را دارد، نمیتوان گفت[ پس ماده باید امری مجزای از صورت باشد؟
جواب این است: ما گاهی ماده اُولی را اعتبار میکنیم و گاهی ماده ثانیه را. ماده اُولی همان هیولای اُولی است که قوه محض است، و ماده ثانیه[١] یعنی ماده در حالی که متعین و متلبس به یک صورت خاص است و مستعد برای صورتی دیگر است؛ مثلا نطفه را که میگوییم «ماده ثانیه»، به این معناست که هیولای اُولی و قوه محض در آن هست در حالی که این هیولای اُولی الان متلبس به صورت نطفه است؛ نطفه انسان استعداد صورت انسانیت را دارد و نطفه گوسفند استعداد صورت گوسفندی. پس این استعدادها برای ماده، به یک اعتبار از صورتها پیدا میشود؛ یعنی مثلا نطفه انسان که استعداد صورت انسانیه را دارد، این استعداد مولود ماده است به علاوه صورت نطفه بودن.
اینجا حتی در کلمات مرحوم آخوند هم دو بیان مختلف دیده میشود. گاهی میگویند «ماده با هر صورتی (یعنی ماده ثانیه) استعداد صورت خاصی را دارد؛ مثلا دانه گندم که ماده ثانیه است استعداد خوشه گندم شدن را دارد و دانه جو که ماده ثانیه دیگری است استعداد جو شدن را دارد». در اینجا این استعدادها چیست؟ آیا وقتی ماده صورتی پیدا میکند استعدادی در آن حادث میشود، یا حقیقتْ چیز دیگری است؟ حقیقت این
[١] . ماده ثانيه يعنی آن كه اُولی نيست.