درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧ - ادله قائلین به بدایت زمان
جواب دلیل دوم
مرحوم آخوند در جواب میگویند: آنچه که محال است تحقق امر معدومی است که شرایط معدومِ نامتناهی دارد. مثال سادهاش این است: فرض کنید میخواهیم سنگی را از زمین برداریم. زید میگوید من آنوقت در این کار شرکت میکنم که عمرو هم بیاید، عمرو هم میگوید من آنوقت شرکت میکنم که بکر بیاید، بکر هم میگوید من آنوقت شرکت میکنم که خالد بیاید، و همین طور هر کسی آمدنش را مشروط به آمدن شخص دیگری میکند الی غیرالنهایه. در اینجا هیچ وقت این سنگ از زمین برداشته نخواهد شد؛ چون تحققِ برداشتن سنگ مشروط به وجود شرطی است که وجود ندارد و تحقق آن شرط هم مشروط به وجود شرطی است که وجود ندارد، الی غیرالنهایه. میشود قضیه شرطیهای که شرطش هیچ گاه تحقق پیدا نمیکند.
تسلسل در علل ایجابی را به این دلیل میگویند محال است که علت ایجابی بر معلول تقدم وجودی دارد؛ یعنی معلول وجود ندارد الّا اینکه همین الان در مرتبه قبل علتْ وجود داشته باشد و باز این علتْ وجود پیدا نمیکند مگر اینکه علتش در مرتبه قبل وجود داشته باشد. حال اگر این سلسله منتهی بشود به علتی که تقدم بر همه معلولاتش دارد و هو بکلّ شیء محیط[١] ، وجود اینها توجیه میشود، و اگر به چنین علتی منتهی نشود هیچ وقت قابل توجیه نیست.
اما در علل اِعدادی مطلب این گونه نیست که وجود معلول مشروط به وجود شیئی باشد که وجود ندارد و باید تحقق پیدا کند و باز وجود آن شرط هم مشروط به شرط دیگری باشد که وجود ندارد و باید تحقق پیدا کند، بلکه در اینجا وجود شیءْ مشروط به شرطی است که تحقق پیدا کرده و باز آن شرط هم مشروط به شرطی است که قبلا تحقق پیدا کرده و... .
این است که میگویند آن برهانی که در باب تسلسل ذکر شده، در اینجا جاری نیست.
دلیل سوم
دلیل سومی که اقامه کردهاند دلیل سادهای است و جواب سادهای هم دارد. میگویند: شما میگویید سلسله حوادث غیرمتناهی است. از شما میپرسیم «آیا برای هر حادثی اوّلی هست؟» طبعا جوابتان مثبت است. میگوییم اگر هر حادثی اول دارد پس مجموع حوادث هم باید اول داشته باشد؛ چون اگر اجزاء دارای حکمی باشند جبرآ کل نیز دارای همان
[١] . [ برگرفته از آيه ٥٤ سوره فصّلت: الا انّه بكل شیء محيط.]