درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢ - در ربط حادث به قدیم
حیثیت قدیم است باید برای آن، جنبهای قائل باشیم که به آن جنبه یک وجود دائم و مستمر است، در حالی که حرکتْ وجود مستمر ندارد و در آن امری که دوام و بقا داشته باشد وجود ندارد، بلکه هرچه هست مراتب متصل حدوث و فناست، لذا میگوییم حرکت حدوث و فنای دائم است.
بعد آخوند در یک جمله مختصر میگوید: «اگر ماهیت را در نظر بگیریم ماهیت امر کلی است و امر کلی وجودی ندارد الّا بالعرض». مقصود ایشان این است که اگر شما مراتب را در نظر بگیرید و بگویید هر مرتبهای مصداق ماهیت است و چون مصادیق پشت سر هم میآیند پس ماهیت دوام دارد، ما میگوییم ماهیت امر اعتباری است.
ایراد حاجی سبزواری و علامه طباطبایی به اشکال سوم آخوند
اینجا هم هر دو محشّی به مرحوم آخوند تاختهاند. میگویند: مگر شما قائل به حرکت توسّطیه نیستید؟! مگر شما نگفتید حرکت به دو معنا اطلاق میشود: یکی حرکت توسطیه و دیگری حرکت قطعیه؟! معنی حرکت توسطیه این است که وقتی جسمی از جایی تا جای دیگر حرکت میکند در آنِ اول امری حادث میشود و وجود همان امر تا لحظه آخر استمرار دارد. حالا اگر حرکت حادث باشد معنی حرکت توسطیه این است که از آنِ حدوثش یک امر آنی الحدوث و مستمرّالبقائی داریم تا آخر، و اگر حرکت بِلااول باشد معنی آن این است که یک امر مستمرالبقائی داریم که از ازل وجود داشته و تا ابد هم استمرار دارد. پس شما چطور میگویید امر باقی نداریم؟! اصلا معنای حرکت توسطیه این است که امر باقی داریم.
ردّ ایراد حاجی سبزواری و علامه طباطبایی بر اشکال سوم آخوند
این ایراد نیز که ایرادی مبنایی است، به طور قطع بر مرحوم آخوند وارد نیست. تصور حاجی در باب حرکت توسطیه و قطعیه با تصور مرحوم آخوند فرق میکند، و آقای طباطبایی هم طوری حرکت توسطیه را فرض کردهاند که با آنچه آخوند میگوید فرق میکند، ولی آنچه مرحوم آخوند گفته طبق مبنای خودش صحیح است و مبنای صحیح هم همان مبنای مرحوم آخوند است.
بر مبنای آقای طباطبایی حرکت توسطیه امری قراردادی است و در واقع ایشان آن حرکت توسطیه مورد اختلاف آقایان را قبول ندارند، بلکه چیز دیگری را قبول دارند که