درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - در ربط حادث به قدیم
اسم آن را گذاشتهاند حرکت توسطیه و این یک اصطلاح است. ایشان وقتی میگویند حرکت توسطیه، در واقع منظورشان یک قطعه از حرکت قطعیه است و آن حرکت توسطیهای را که در اینجا لازم داریم ایشان قبول ندارند. ایشان این طور میفرمایند که اگر هواپیمایی از عراق به طرف ایران در حرکت باشد اگر ما مراتب اجزای مکان را در نظر بگیریم این هواپیما در هیچ دو آنی در یک جا قرار ندارد. اگر طول هواپیما مثلا بیست متر باشد در هیچ دو آنی در یک بیست متر نیست، بلکه در هر آنی در بیست متر دیگری است؛ به این معنا که در آنِ اول اگر در این بیست متر است در آنِ بعدی که ذرّهای جلو رفته دیگر هر جزئش در هر جزء از آن مکان که بوده نیست و در جزء دیگری است. ولی اگر مکان را اوسع از متمکن در نظر بگیریم هواپیما در دو آن و بلکه در دو زمان هم در یک مکان هست؛ مثلا هواپیمایی که از عراق به ایران میآید و بعد از گذشتن از مرز وارد منطقه قصرشیرین میشود، اگر این منطقه سی فرسخ امتداد داشته باشد و ما این سی فرسخ را یک مکان برای هواپیما در نظر بگیریم این طور میگوییم: هواپیما پنج دقیقه است که در قصرشیرین است؛ یا اگر به اعتبار خاک ایران بگیریم مکان خیلی وسیعتر میشود و مثلا میگوییم هواپیما نیم ساعت است که در خاک ایران است. در اینجا مکان حقیقی هواپیما بیست متر بیشتر نیست، ولی وقتی تمام خاک ایران را به منزله یک واحد در نظر بگیریم هواپیما نیم ساعت است که در یک جاست و آن یک جا ایران است؛ یعنی بودن هواپیما بین مرز خسروی و تهران نیم ساعت استمرار دارد.
به این معنا، جسمی که از این دیوار تا آن دیوار حرکت میکند و حرکتش یک دقیقه طول میکشد، بودنش بین این مبدأ و منتها یک دقیقه ادامه دارد و این از این باب است که تمامِ از مبدأ تا منتها را یک مکان اعتبار کردهایم. ولی مکان واقعی این جسم دائما لغزان است؛ یعنی اگر طول این جسم یک سانتیمتر باشد در دو آن هم یک سانتیمترِ ثابت نداریم.
مطلبی که آقای طباطبایی میفرمایند، صحیح است ولی چارهای برای ما درست نمیکند. ]طبق مطلب ایشان[ ما از اول تا آخر عالم را یک فضا فرض میکنیم و بعد میگوییم استمرار دارد، ولی در واقع هیچ وقت دو وضع فردی ثابت نداریم. پس حرکت توسطیهای که ایشان قائل هستند مشکل را حل نمیکند.
اما مرحوم حاجی در واقع منکر حرکت قطعیه است و به نقطه سیال معتقد است که بعدا در مورد آن بحث میکنیم. در این مورد حاجی برمیگردد به همان نظریه شیخ و