درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧ - در ربط حادث به قدیم
اشکال اول
یکی از ایرادهایی که ایشان میگیرند این است که میگویند: حرکت در واقع یک امر نسبی و یک مفهوم انتزاعی است و چیزی که نسبی و انتزاعی باشد نمیتواند رابط میان حادث و قدیم باشد؛ چون آن رابط چیزی است که معلولِ قدیم است و علتِ حادث، یعنی باید در نظام علت و معلولی واقع شده باشد و یک امر نسبی چنین صلاحیتی را ندارد.
مقصود آخوند از نسبی بودن حرکت
حالا ببینیم بیان مطلب ایشان راجع به اینکه حرکت امر نسبی است، چیست. ایشان اینجا توضیحی ندادهاند و در چندین جای اسفار همین مطلب را تکرار کردهاند و چه بسا با بعضی حرفهای دیگر ایشان هم تا حدی ناسازگار باشد؛ حالا من بیان مطلب ایشان را عرض میکنم.
مقصود ایشان در اینجا این است که حرکت از معقولات ثانیه فلسفی است؛ یعنی مثل خود «حدوث» یک مفهوم انتزاعی است. اگر از شما بپرسند آیا جمله «قیام زید حادث است» درست است یا نه؟ میگویید بله؛ زید قاعد بود بعد قائم شد پس قیام زید حادث است. اگر بپرسند آیا قیام زید که حادث است علت میخواهد یا نه؟ میگویید بله، علت میخواهد؛ هر حادثی علت میخواهد و میتواند خودش هم به نوبه خودش علت برای چیز دیگر واقع شود. حال اگر از شما بپرسند حدوث قیام زید چطور؟ (قیام زید که حادث شد، یک قیام زید داریم و یک حدوث قیام زید، سؤال این است: حدوث قیام زید آیا حادث است یا قدیم؟) در اینجا نمیتوانید بگویید حدوث قیام زید قدیم است؛ چون امکان ندارد خود قیام زید در این زمان حادث شده باشد ولی حدوثش در ازل پیدا شده باشد. و اگر هم بگویید حدوث قیام زید حادث است (یعنی این حدوث هم حدوثی دارد)، ما نقل کلام به این حدوث دوم میکنیم.در اینجا اولا تسلسل لازم میآید، و ثانیا واضح است زید که قائم میشود، این گونه نیست که دو چیز وجود پیدا کرده باشد: یکی قیام زید و دیگری حدوث قیام زید، که بعد بگوییم حدوثِ حدوث و حدوثِ حدوثِ حدوث و... .
پس خود حدوث چیست؟ حدوث را نه میتوان گفت قدیم است و نه میتوان گفت حادث است، بلکه «حدوث» یک امر انتزاعی است. قدیم و حادث درباره معقولات اولیه و درباره اموری که در خارج ما بازاء مستقل دارند درست است، ولی اموری که منتزع از امور دیگر هستند به خودی خود و بالذات هیچ حکمی ندارند، بلکه به تبع منشأ انتزاعشان و