درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩ - در ربط حادث به قدیم
نیست، و این گونه نیست که اگر کسی به این معنا منکر حرکت شد[١] طرفدار سکون باشد، بلکه در اینجا مرحوم آخوند ماهیت حرکت را تحلیل میکند و میگوید این که شما اسمش را گذاشتهاید حرکت، خودش یک مفهوم انتزاعی است و آن که سیلان دارد و سیال است ما فیه الحرکة و یا به اعتباری ما به الحرکة است؛ خود حرکت نفس سیلان است که مفهوم انتزاعی است. این، خلاصه اشکال اول ایشان بود.
ایراد حاجی سبزواری و علامه طباطبایی بر اشکال اول آخوند
بر این اشکال اول، حاجی و آقای طباطبایی ایراد کردهاند. خلاصه حرف هر دو این است که این ایراد به ایراد لفظی شبیهتر است تا ایراد معنوی. میگویند شما در اینجا یک بحث تحلیلی کردهاید و ممکن است در این جهت حق با شما باشد، ولی آن کسی که میگوید «حرکت فلک رابط است» میتواند به جای لفظ «حرکت» که به حسب تحلیل ـبه قول شما ـ عبارت است از حدوث تدریجی یا خروج شیء از قوه به فعل، بگوید رابط میان حادث و قدیم همان وضع تدریجی است که حرکت از آن انتزاع میشود؛ در این صورت معنا فرقی نکرده است. به هرحال چیزی در عالم وجود دارد که ما اسمش را به اعتباری میگذاریم حرکت فلک و به اعتبار دیگر میگذاریم وضع متغیر تدریجی. در اینکه یک امر تدریجی الوجود وجود دارد بحثی نیست، حال ممکن است اگر خوب تحلیل کنیم این امر تدریجی الوجود آن وضع تدریجی باشد که حرکت از آن انتزاع میشود. ما نباید قدما را به چوب ببندیم که چرا شما اینجا لفظ حرکت را آوردهاید و حال آنکه حرکت از وجود تدریجی آن وضعْ منتزع است. به قول حاجی اگر آنها به جای تجدد الوضع، الوضع المتجدد آورده بودند اشکال شما وارد نبود، ولی معنا هم فرقی نکرده بود؛ پس ایراد ایراد لفظی است نه ایراد معنوی.
خلاصه، حرف قدما این است که یک چیزی در عالم وجود دارد که اسم آن را «حرکت وضعی دوری دائمی فلک» میگذاریم و همین، رابط حادث و قدیم است. شما این طور اشکال نکردهاید که همین تغییر تدریجی که هست نمیتواند رابط باشد، بلکه به لفظ حرکت چسبیدهاید و میگویید قدما گفتهاند حرکت دوری دائمْ رابط است، بعد تحلیل کردهاید و میان موضوع (ما فیه الحرکة) و خود حرکت تفکیک قائل شدهاید و گفتهاید:
[١] . [يعنی مثل مرحوم آخوند حركت را امر انتزاعی دانست.]