درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨ - در ربط حادث به قدیم
بالعرض حکم دارند.
توضیح اینکه: حدوث یعنی وجود بعد العدم. قیام زید حادث است، ولی آیا حدوث قیام هم با خصوصیت وجودِ بعد العدم حادث است؟! قیام زید چون قبلا نبوده و در این زمان وجود پیدا کرده، ما از عدم قبلی و وجود حاضر مفهوم حدوث را انتزاع میکنیم. پس آن که حادث است وجود قیام است و از این وجود و عدم آن در زمان قبل[١] ، یعنی از ملاحظه دو امری که با یکدیگر هیچ وحدتی ندارند و فقط تعاقب دارند (به تعبیر دیگر: از وجود متعاقب عدم، یا از وجود مسبوق به عدم) مفهوم حدوث را انتزاع میکنیم. این است که میگوییم مفهوم حدوث یک مفهوم نسبی و مقایسهای است[٢] ؛ یعنی وقتی که وجود را با عدم قبلی بسنجیم و مقایسه کنیم، مفهوم حدوث انتزاع میشود. و چون مفهومِ انتزاعی است، به خودی خود هیچ حکمی ندارد، نه حادث است نه قدیم، نه علت است نه معلول، هیچچیز نیست؛ بله به تبع منشأ انتزاعش و بالعرض میتوانیم بگوییم حدوث قیام هم حادث است، ولی این حدوث حدوثی غیر از حدوث قیام نیست؛ یعنی ما همان حدوث قیام را به خود حدوث نسبت میدهیم، و الّا مستقلا حدوث جداگانهای ندارد.
حال که این مطلب را در باب حدوث دانستیم میگوییم: مرحوم آخوند در اینجا میگوید: حرکت، چیزی جز حدوث تدریجی نیست؛ حرکت یعنی حدوث تدریجی آن شیئی که وجود تدریجی دارد؛ مثلا در حرکت در «کیف» آنچه که واقعا وجود دارد کیفی است که یک وجود تدریجی دارد. برای کیف دو گونه وجود فرض میشود: وجود دفعی و وجود تدریجی. اگر کیف وجود تدریجی داشته باشد ما از آن وجود تدریجی حرکت را انتزاع میکنیم. هر وقت وجود بعد العدم، تدریجی و به شکلی باشد که وجود و عدم آمیخته و مختلط به یکدیگر باشند[٣] به این صورت که پشت سر هر وجودی آنآ عدمش بیاید و بعد وجودی دیگر (یعنی وجود متصل)، به این نوع از وجود بعد العدم میگوییم حرکت.
کما اینکه وقتی در تعبیر دیگر میگوییم حرکت عبارت است از خروج تدریجی شیء از قوه به فعل، باز ایشان میگوید مفهوم خروج، مفهوم انتزاعی است و آنچه که وجود و واقعیت دارد آن شیئی است که تدریجا از قوه به فعل خارج میشود. به این نکته باید توجه داشته باشید که اینجا بحث این نیست که حرکت هست یا
[١] . تركيب اينها تركيب اعتباری است.
[٢] . اينكه ايشان میگويد «نسبی است» يعنی مقايسهای است.
[٣] . يعنی به اين صورت نباشد كه يك عدمی باشد و وجود يكمرتبه آن را قطع كند.