درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦ - در ربط حادث به قدیم
است، نه یک امر عارض بر ذات حرکت. آنجا که برهان میگوید «حادث نیازمند به علت حادث است» یعنی حادثی که حدوثش زائد بر ذاتش باشد، نه حادثی که حدوثش عین ذاتش است؛ آن حادثی که حدوث عین ذاتش باشد حدوثش احتیاجی به علت حادث ندارد[١] و[٢] .
طرح اشکالی دیگر به مبنای شیخ و جواب آن
در اینجا یک اشکال دیگر مطرح میشود و آن این است: آنجا که میگوییم هر حادثی باید علتش حادث باشد، مقصود این است که علت حادث باید حادثی باشد که حدوث زائد بر ذاتش است ]و بنابراین حرکت نمیتواند علت حادثها باشد، چون حدوث ذاتی آن است.[
در جواب میگویند: در اینجا فقط به همین مقدار برهان داریم که علت حادث باید حادث باشد، اعم از اینکه آن حادثی که علت است از نوع حادثهایی باشد که حدوث عارض بر آن است یا از نوع حادثهایی باشد که حدوث ذاتی آن است. این که میگوییم علت حادث باید حادث باشد، برای این است که علت هر چیزی باید مقارن او باشد، اعم از اینکه آن علتِ مقارن، حدوثش حدوث عارضی باشد یا حدوث ذاتی؛ اگر هم حدوث علت حدوث ذاتی باشد لازم میآید دارای مراتب باشد که این مرتبه داشتن ذاتی اوست، و قهرا ما میگوییم علت وجود این حادث (معلول) در این «آن» این مرتبه از مراتب آن حادثی است که حدوثش ذاتی است. بنابراین از این جهت هم اشکالی بر مطلب وارد نیست.
اشکالهای آخوند به بیان قدما در ربط حادث به قدیم
این خلاصه تقریر ایشان بود برای بیان قدما، که البته تقریر درستی هم هست. ایشان تا اینجا ایرادی نمیگیرند و ایرادهای دیگران را نقل میکنند و جواب میدهند و این جوابها را کافی میدانند و کافی هم هست، ولی بعد خودشان یک سلسله ایرادهای دیگری بر این مطلب میگیرند که تابعین ایشان به این ایرادها ایراد گرفتهاند.
[١] . البته احتياج به علت دارد، ولی نياز ندارد كه علتش حادث باشد.
[٢] . سؤال : آيا لازمه اين حرف اين نيست كه ما حركت را يك موجود مستقل بدانيم؟ استاد: نه، در حدّ عَرَض هم بدانيم كافی است. بحثش خواهد آمد.