انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٨
«او است كه از آب انسان آفريد، و در ميان افراد انسان پيوندهاى نسبى ورابطه هاى سببى (خويشاوندى دامادى) قرار داد، و پروردگار تو قادر و توانا است».
اين آيه به روشنى مى رساند كه پيوند خويشاوندى نسبى و سببى طرحى است در متن خلقت و براى همين جهت پس از بيان آفرينش انسان با جمله «خلق»، مسأله ى خويشاوندى را با حرف «فا» بر خلقت بشر عطف مى كند، و مى فرمايد: (فَجَعَلهُ نَسباً وَصهراً)هرگاه پيوند خويشاوندى در طرح خلقت منظور باشد، قهراً زندگى اجتماعى نيز ملحوظ خواهد بود، زيرا روابط سببى و نسبى مايه پيوند افراد، و تشكل اجتماعات است و زندگى اجتماعى مفهومى جز اين ندارد.
در نتيجه معلوم مى شود كه زندگى اجتماعى، غايت خلقت و هدف آفرينش بوده است، و چنين چيزى جز اين كه طرحى در خلقت است، چيز ديگرى نمى تواند باشد بنابراين عامل چنين زندگى نه اجبار و اضطرار خارجى است، نه سود جويى وراحت طلبى، بلكه يك عامل درونى است كه از روز نخست در فطرت او وجود داشته است و پيوسته او را بر چنين زندگى اجتماعى دعوت مى كند.[١]
[١] منشور جاويد، ج١، ص ٣١٥ـ ١٨و ٣٢٢.