انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٢
وَإِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل أَتَيْنا بِها وَكَفى بِنا حاسِبينَ).[١]
«در روز رستاخيز، ترازوهاى عدالت را برپا مى داريم، به هيچ انسانى كوچكترين ستم نمى شود و اگر به اندازه سنگينى دانه ى خردل كارى انجام داده باشد، آن را مى آوريم و كافى است كه ما حسابرس بندگانيم».
(المَوازين) در آيه، جمع «ميزان» است و خود مى رساند كه ميزانهايى در روز رستاخيز نصب مى شود و صفت اين نوع ميزان اين است كه نشان دهنده عدل و داد الهى در سنجش است.
و در[٢] نتيجه، اين آيه ناظر به اصل وجود ميزان است و اينك آياتى كه نتيجه ى برپايى ميزان را يادآور مى شوند وغالباً آيات مربوط به ميزان ناظر به اين قسمت است:
٢. (فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فى جَهَنَّمَ خالِدُونَ) .[٣]
«كسانى كه ترازوى اعمال آنان سنگين باشد، رستگارانند وكسانى كه ترازوى اعمال آنان سبك باشد،زيانكار بوده و در جهنم جاودانه خواهند بود».
٣. (فَأَمّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ * فَهُوَ فى عيشَة راضِيَة * وَأَمّا مَنْ
[١] انبياء/٤٧.
[٢] لفظ «القسط» مى تواند نسبت به «الموازين» عطف بيان باشد در حالى كه مى تواند به تقدير مضاف (كلمه ى ذوات)، صفت آن باشد، يعنى موازين ذوات القسط. گويى ميزان بر دو نوع است: ميزانى كه بر اساس عدل و داد استوار باشد و ميزانى كه بر خلاف عدل گواهى دهد ووحى الهى با توصيف موازين به قسط يادآور مى شود كه اين ميزان، نشانگر قسط و عدل است.
[٣] مؤمنون/١٠٢ـ ١٠٣.