انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩
انسان باز مى شود ـ ولى ـ در آيات ديگر يادآور مى شود هر علم و دانشى مايه ى رشد و تكامل انسان وشكوفايى كمالات او نمى گردد وبايد علم و دانش را در چهارچوبه ى خاصى پى گيرى كند و اين كه مى گويند: «دانستن هر چيزى بهتر از ندانستن آن است» سخن صحيح و استوارى نيست، چه در مواردى جريان بر عكس است و علم مهار نشده ومحاسبه نگشته، سلاح برنده اى است كه بر كف زنگى قرار گيرد.
علومى رشد آفرين است كه انسان را در مسير توجه به خدا قرار دهد و به اصطلاح رنگ الهى به خود بگيرد و انسان را يك فرد الهى بسازد كه در تلاشها و جنبش خود، او را در نظر بگيرد و به دنبال كسب رضاى او گردد.
قرآن درباره ى ابراهيم مى گويد:
(وَلَقَدْ آتَيْنا إِبْراهيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنّا بِهِ عالِمينَ).[١]
«ما به ابراهيم مايه هاى رشد اورا عطا كرديم و از شايستگى او آگاه بوديم».
اين مايه هاى رشد و يا خود رشد، جز علم و آگاهى او از نظام جهان سپس راه يابى به ملكوت و عالم غيب چيز ديگرى نيست و اين خود مى رساند كه علم رشدآفرين، آن گونه از دانش است كه انسان در پرتو آن در مسير خدا و شناخت ذات و صفات و اوامر و دستورهاى او قرار گيرد، و شناخت طبيعت و آشنايى او با رازهاى آن، يكى از دستورهاى مؤكد او است مشروط بر اين كه مايه نفوذ در ملكوت جهان گردد و انسان رابه سوى خدا رهبرى كند و او را از خدا غافل نگرداند.
[١] انبياء/٥١.