انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤١
ومطالبى را املاء كرد وعلى (عليه السلام)نيز نوشت; در پايان نامه چنين آمده است:«وَكَتَبَ عَليّ بن أَبي طالب بِأَمْرِ رَسُولِ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم)مِنْ رَجَبِ سَنَةِ تِسْع مِنَ الْهِجْرَةِ».[١]
٢. از اين گذشته محدّثان اسلامى از «زهرى» نقل مى كنند كه وقتى پيامبر وارد مدينه شد، فرمان به تعيين مبدأ تاريخ داد، و از ماه ربيع (ماه ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)) تاريخ معيّن شد.
٣ـ «حاكم» از ابن عباس نقل مى كند كه تاريخ هجرى از سالى آغاز شد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)وارد مدينه گرديد ودر آن سال عبد اللّه بن زبير متولد شد.[٢]
اين نصوص حاكى از آن است كه قائد بزرگ اسلام از روز نخست، تكليف تاريخ اسلامى را روشن كرده وآغاز هجرت خود رامبدأ تاريخ قرار داده است، چيزى كه هست تا مدّتى به جاى شمارش با سال، با ماه مى شمردند وآنگاه كه سال پنجم آغاز گرديد، سال هجرى جايگزين ماه شد.
پاسخ يك پرسش
ممكن است كسى سؤال كند كه هرگاه پيامبر پايه گذار تاريخ هجرى بود، پس تكليف خبرى كه بسيارى از محدّثان ومورخان نقل كرده اند، چيست؟
آنان مى نويسند:مردى سند طلب خود را از كسى نزد خليفه دوّم آورد كه مدّت آن در ماه شعبان به پايان مى رسيد، خليفه گفت مقصود كدام شعبان
[١] كتاب اخبار اصفهان، نگارش ابونعيم اصفهانى، ج١، ص ٥٢ـ ٥٣.
[٢] مستدرك حاكم، ج٣، ص١٤ـ١٣.