انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٢
(...فَلَمّا زاغُوا أَزاغَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللّهُ لا يَهْدِى الْقَومَ الْفاسِقينَ).[١]
«وقتى به سوى باطل متمايل شدند به سخنان پيامبران گرامى گوش فرا ندادند، خداوند قلوب آنها را نيز متمايل ساخت خدا گروه فاسد را هدايت نمى كند».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(...وَيُضِلُّ اللّهُ الظّالِمينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ ما يَشاءُ) .[٢]
«خداوند ستمگران را گمراه مى سازد و خداوند آنچه را بخواهد انجام مى دهد».
استنتاج جبر از آيات (يضل من يشاء و يهدى من يشاء) مبنى بر تصور وحدت ضلالت و هدايت است يعنى: تصور شده كه خداوند فقط يك نوع هدايت و ضلالت دارد،و آن هم از آن گروهى است كه خدا هدايت آنها را بخواهد در حالى كه در اين مورد دو نوع هدايت است كه يكى عمومى و گسترده و ديگرى خصوصى و آنچه لازم عدل الهى است هدايت نوع نخست است و نوع دوم در گرو شرايطى است كه مهم آن بهره گيرى از هدايت نخست و در مسير رحمت حق قرار گرفتن است.
درست است كه خداوند اين نوع هدايت را در گرو مشيت خود قرار داده است ولى مشيت خدا، بى ملاك و بى جهت نيست وملاك آن وجود لياقت و شايستگى در بنده است كه از آن در آيات ياد شده به «اناب» و «ينيب» تعبير آورده شده و تحصيل چنين ملاك بر همگان آسان است.
[١] صف/٥.
[٢] ابراهيم/٢٧.