انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٦
منطقه گرد آيند و در آن جا به تبادل افكار و كسب اطلاعات و تجسس و احياناً گردآورى سلاح بپردازند و در انتظار روزى باشندكه وى همراه فرمانرواى روم، مدينه را تسخير كند و به حكومت نوجوان اسلام خاتمه بخشد.
اعضاى حزب كه مقيم محله دور افتاده «قبا» بودند خواستند پيامبر را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، از اين جهت بدون كسب اجازه از مقام صاحب رسالت، يك چهار ديوارى مسقفى را بنا كردند و براى اين كه بناء، جنبه رسمى به خود بگيرد و مورد اعتراض اين و آن نشود، حضور پيامبر شرفياب شدند و گفتند: نماز گزاردن در مسجد «قبا» در شب هاى بارانى براى بيماران و پيران با مشكلات، توأم و همراه است از اين جهت ما براى اين گروه مسجدى ساخته ايم و شايسته است با نمازگزارى شما افتتاح شود.
پيامبر درخواست آنان را رد نكرد و فرمود: من اكنون عازم سفر هستم و پس از بازگشت از سفر اگر خدا بخواهد اين كار انجام مى گيرد.
تاريخ، اسامى دوازده تن را مى برد كه پايه گذاران اين لانه جاسوسى كه به ظاهر مسجد بود، به شمار مى رفتند و در ميان آنان افرادى مانند «نبتل بن حارث» است كه كار او خبرچينى وجاسوسى به نفع كافران نبود و يا افرادى مانند «وديعة بن ثابت» بود كه از سران نفاق به شمار مى رفت و مسلمانان با نفاق او آشنا بودند.
آنان براى رد گم كردن، جوان صالحى را به نام «مجمع بن حارثه» براى امامت دعوت كرده و با اين طريق برمنويات باطل خود پوشش گذاردند، آنگاه براى اين كه مسجد «قبا» را در انظار كوچك كنند، شايع كردند كه سرزمين آن، مربوط به زنى است كه الاغ خود را در آنجا مى بست و چنين سرزمينى براى اقامه