انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٨
در سوره لقمان در آيه (٢٨) سخن از معاد به ميان آورده مى فرمايد:
(...ما خَلْقُكُمْ وَما بََعْثُكُمْ إِلاّ كَنَفْس واحِدَة...).
«آفرينش و برانگيختن همگى شما (خلايق بيشمار) بسان يك تن است».
سپس در آيه (٣٠) خدا را به حق توصيف كرده و مى فرمايد:
(ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ...).
آنگاه در آيه (٣٣) بار ديگر مسأله معاد را مطرح كرده و مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَولُودٌ هُوَ جاز عَنْ والِدِه شَيْئاً إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا...) .
«اى مردم! از مخالفت با خدا بپرهيزيد و بترسيد از روزى كه هيچ پدرى از فرزند خود و هيچ فرزندى از پدر خود هيچ نيازى را برطرف نمى سازد، وعده خدا حق است زندگى دنيا شما را فريب ندهد».
اگر در مجموع قرآن تنها يك چنين توصيف و يك چنين نظم منطقى وجود داشت مى توانست گواه بر آن باشد كه اين كتاب، تراوش انديشه و فكر بشرى، آن هم در محيط دور از علم و دانش «جزيرة العرب» نيست و گواه بر اين است كه روى تمام كلمات آن محاسبه انجام گرفته ـ و لذا ـ در اين آيات پس از «حق بودن خدا» وجود معاد را استنتاج نموده است.
بنابر اين قرآن گاهى «حق» بودن خدا را ملازم با مسأله معاد معرفى مى كند، و احياناً بابه رخ كشيدن نظام خلقت كه نمى تواند بى هدف باشد ما را به قطعيت وقوع رستاخيز متوجه مى سازد.
و مجموع اين آيات از اين نظر كه معاد بيانگر هدف خلقت است آن را يك امر حتمى و رويداد لازم مطرح مى كند.