انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٧
قرار گيرد در صورتى كه در آيه مورد بحث مى گويد: او در آتش مخلد است، در اين صورت مى توان احتمال داد كه در پرتو شفاعت از اين عذاب جانكاه آزاد گردد.
خلاصه، فرق است بين اين كه مثلاً رئيس بگويد فلانى را نمى بخشم و بين اين كه بگويد او زندان ابد دارد. جمله ى نخست تاب اين كه از طريق شفاعت خلاصى پيدا كند ندارد بالأخص كه شفاعت با رضايت خدا انجام مى شود وخدا عدم رضايت خود را اعلام نموده است در حالى كه در دومى احتمال پذيرفته شدن شفاعت باقى است.
اين پاسخها همان پاسخهايى است كه مفسران در ذيل آيه بيان كرده اند، ولى در اين جا مطلب چهارمى نيز هست كه هرگز دور از اعتبار نيست و آن اين كه در ميان مرتكبان كباير يك گروه كه دست خود را به چنين گناه بزرگ آلوده كرده اند محكوم به خلود در دوزخ باشند و ما هرگز از گروهى نيستيم كه قبلاً مدعا را بسازيم آنگاه به دنبال دليل آن برويم، ما بايد عقايد را، بر قرآن عرضه بداريم، هرگاه قرآن در مورد مسلمانى گنهكار او را محكوم به خلود در عذاب نمود، ما به حكم تسليم در برابر قرآن بايد پذيرا گرديم چيزى كه هست صدوق در كتاب توحيد از ابن ابى عمير نقل مى كند كه امام موسى بن جعفر (عليهما السلام) فرمود:
«خدا در آتش جز اهل كفر و انكار را مخلد نمى سازد، يعنى گمراهان ومشركان حتى آن كس كه از گناهان كبيره دورى جويد از گناهان كوچك او سؤال نمى شود گويد از او پرسيدم شفاعت از آن چه گروهى از مؤمنان است، فرمود : پدرم از پدرانش نقل كرده اند كه پيامبر فرمود: شفاعت من مربوط به