انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٥
تركيب شوند، تن افراد نيست بلكه، انديشه ها، عاطفه ها، خواسته ها و اراده ها وبالأخره تركيب فرهنگى اقتصادى، سياسى، مذهبى و تربيتى است و يك چنين تركيب در مركبات مشابه ندارد زيرا: وقتى افراد با سرمايه هاى فطرى واكتسابى وارد زندگى اجتماعى مى شوند، هر كدام در جهات روحى همديگر تأثير كرده و جامعه مجموعاً روح واحدى پيدا مى كند.
جامعه انسانى به حكم آيه (وَلِكُلِّ أُمَّة أَجَل)[١]: «براى هر گروهى وقت و مدت خاصى است» يك تركيب ارگانيكى دارد يعنى در حالى كه افراد جامعه استقلال دارند به گونه اى كه مى توانند بر ضد يك ديگر قيام كنند ولى روح واحدى بر جامعه حاكم است كه افراد را به خدمت مى گيرد و هر فردى حكم سلولى را دارد و سرانجام جامعه موجود زنده اى است كه براى خود حيات و ممات و عمر و اجلى دارد ووحدت وحيات او مخصوص خود آن است و با ديگر مركبات شباهتى ندارد و در اين اصالت ووحدت كوچك ترين شايبه مجازگويى سعدى كه مى گويد:
بنى آدم اعضاى يكديگرند،... نيست.
نظريه ى قرآن درباره ى اصالت جامعه شبيه نظريه ى جامعه شناسانى مانند دوركيم است كه مى گويد: جامعه از خود تشخيص و حيات واصالت دارد با اين تفاوت كه آنان در اصالت جامعه تا حدى پيش مى روند كه فرد را اعتبارى مى دانند كه نبايد مورد توجه واقع شود بلكه بايد به دور ريخته شود ولى قرآن در عين اعتقاد به اصالت جامعه براى فرد نيز واقعيت و اصالت و استقلال و اختيار قايل است و به خاطر همين جهت گفته شد كه تركيب آن حقيقى
[١] يونس/٤٩.