انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٢
مؤنث مى باشد، چنانكه مى فرمايد:
(أفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُريِّتَهُ أَولياءَ مِنْ دُوني...).[١]
«آيا شيطان و فرزندان او را به جاى من، دوستان خود قرار مى دهيد؟» .
و آيه ى ديگرى آنها را به مرد و زن تقسيم مى كند و مى فرمايد:
(وَ أَنّهُ كانَ رِجَالٌ مِنَ الإنْسِ يَعُوذُنَ بِرجال مِنَ الْحِنِّ...).[٢]
«مردانى از آدميان به مرادانى از جنّ پناه مى برند»
و ما مى دانيم در ملائكه مسأله ى مذكر و مؤنث و همچنين تلاقى آن دو به هم مطرح نيست، و طبعاً ذريه نيز نخواهند داشت، چنانكه مى فرمايد:
(وَجَعَلُوا المَلائِكَةَ الّذينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمن إناثاً أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ يُسْألُونَ)[٣].
«فرشتگان را كه بندگان خداى مهربان هستند دختران ناميدند، آيا آفرينش آنان را مشاده نمودند؟ گواهى آنان نوشته مى شود و باز خواست مى شوند».
اين آيات به گونه اى درباره ى شيطان، داورى مى كند كه نقطه ى مقابل ملائكه قرا ر مى گيرند. اكنون اين سؤال پيش مى آيد كه: هرگاه ابليس از ملائكه نبود، چگونه فرمان خدا شامل او شد؟ در حالى كه خطاب متوجّه ملائكه بود. در اين جا دو پاسخ مى توان گفت: يكى اينكه ابليس، در كنار ملائكه، امر بخصوصى داشته است، چنانكه ظاهر آيا بر آن گواهى مى دهد:
[١] كهف/٥٠.
[٢] جن/٦.
[٣] زخرف/١٩.