انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٨
مرتكبان كبيره از امت من مى باشد و امّا نيكوكاران از آنها پس بر آنها مشكلى وجود ندارد».[١]
با اين بيان روشن شد كه از موارد دوازده گانه اى كه قائلان به خلود در آتش استدلال نموده اند فقط يك مورد مى تواند قابل تأمّل و ملاحظه باشد امّا چهار صورت نخست كه مورد اتفاق است و امّا موارد ديگر قرائن روشن در سياق آيات ثابت كرد كه اين نوع ازخلودها از آن كافران و مشركان و منافقان است واين عناوين يازده گانه عنوان مشير و رمز آن عناوين چهارگانه است كه خلود آنها در عذاب مسلم است وامّا مورد دوازدهم كه قتل مؤمن است با توجه به جوابهايى كه مفسران گفته اند و دو مطلبى كه ما افزوديم:
١.اين حكم، قطعى و محتوم نيست و احتمال تأثير شفاعت را از بين نمى برد.
٢. روايتى كه مرحوم صدوق در مورد مخلدان در آتش نقل كرد.
با توجه به اين دو مطلب مى توان گفت نظريه ى عدم خلود مؤمن در عذاب به طور مطلق ثابت و پا برجا است.[٢]
[١] سمعت موسى بن جعفر (عليهما السلام) يقول: لا يخَلِّد اللّهُ فى النّارِإلاّ أهل الكُفر والجحود وأهل الضلال والشرك ومن اجتنب الكبائر من المؤمنين لم يسئل عن الصغائر... فقلت له: يابن رسول اللّه فالشفاعة لمن تجب من المذنبين؟ فقال: حدثنى أبى عن آبائه عن على (عليهم السلام) قال: سمعت رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم)يقول: إنما شفاعتى لأهل الكبائر من أُمّتى فأمّا المحسنون منهم فما عليهم من سبيل(توحيد صدوق: باب ٦٣، حديث ٦، ص ٤٠٧).
[٢] منشور جاويد، ج٩، ص ٣٧٦ ـ ٤٠٢.