انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٠
مدلول آن از آيه هايى كه بر شهادت دست و پا دلالت داشت گسترده تر خواهد بود، ولى برخى از مفسران گفته اند كلمه ى «جلود» در آيه كنايه از «فروج» است و نه مطلق پوست بدن، كه قرآن به خاطر رعايت ادب در گفتار از آن به كنايه تعبير كرده است، ولى اين تفسير شاهد و دليل ا ستوارى ندارد، وكلمه «فروج» نيز در آيات ديگر قرآن بكار رفته است، چنان كه در ستايش مؤمنان راستين مى فرمايد: (وَالَّذينَ هُمْ لِفُروجِهُمْ حافِظُونَ).[١]
در اين جا اين سؤال مطرح مى شود كه چرا اين گروه فقط به گواهى دادن پوستهايشان اعتراض مى كنند. و شهادت گوشها وچشمهايشان را مورد اعتراض قرا رنمى دهند؟ گفته شده است اين بدين خاطر است كه پوست تنها به كارهايى كه بواسطه آن انجام گرفته است شهادت مى دهد. ولى گوش و چشم به كارهايى هم كه ديگر اعضا انجام داده اند گواهى مى دهند، گويا وجه اعتراض گنهكاران به پوست هايشان اين است كه شما خود واسطه انجام اين گناهان بوده ايد حال چرا عليه ما گواهى مى دهيد؟[٢]
بنابر اين با شاهدان و گواهانى كه در قيامت بر عليه ما شهادت مى دهند آشنا شديم.[٣]
[١] مؤمنون/٥.
[٢] به تفسير الميزان: ج١٧، ص ٣٧٨ رجوع شود.
[٣] منشور جاويد، ج٩، ص ٣٢٨ ـ ٣٤٢.