انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٨
و رسيدن به خواسته هاى شخصى آن هم در پرتو زندگى اجتماعى چيزى نيست.
اگر انسانى به يك رشته قوانين و مقرراتى به نام نظامات اجتماعى تن مى دهد به خاطر رسيدن به مصالحى است كه مى خواهد بر آنها دست يابد.
بنابراين نظريه، فساد جامعه، همان فساد افراد است، و اصلاح آن از طريق اصلاح فرد، امكان پذير مى شود.
خلاصه: در همه جا اراده فرد، و تمايلات و مصالح او مطرح است و او نظاماتى را به وجود مى آورد و در پوشش آن به مقاصد شخصى خود مى رسد.
ب. اصالت جامعه
مقصود از آن اين است كه زندگى فرد، تابع محيط اجتماعى او است زيرا اگر فرد در زندگى از جهاتى تابع محيط طبيعى خود مى باشد قطعاً از جهاتى ديگر در چنگال اوضاع اجتماعى يا طبقاتى خود خواهد بود.
و به عبارت روشن تر: چيزى كه در خارج عينيت وواقعيت دارد، جامعه وانسان اجتماعى است نه فرد مستقل از ديگران، و آنچه براى ما ديده مى شود همان انسان هايى است كه با هم روابطى دارند،و به طور گروهى زندگى مى كنند.
و به عبارت ديگر: همانطور كه در نظام آفرينش هر پديده طبيعى، جزيى از كل است و از خود استقلالى ندارد مثلاً زمين جزيى از منظومه شمسى، و پديده هايى زمينى، جزيى از كل و تابع نظام عمومى مى باشند،