انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٧
شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللّهَ عَليمٌ خَبير).[١]
«اى مردم! ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شماها را به صورت ملت ها و قبيله ها قرار داديم تا همديگر را بشناسيد(نه اين كه به وسيله مليت ها و قوميت ها بر همديگر فخر بفروشيد) گرامى ترين شما نزد خداوند با تقواترين شما است».
در اين آيه به فلسفه خلقت و اين كه چرا افراد انسان به صورت مليتهاى مختلف و قبيله هاى گوناگون خلق شده اند، اشاره شده است و آن اين كه: (همان طور كه رنگ و شكل و اندازه قد، وسيله بازشناسى است، همچنين) داشتن مليت هاى گوناگون و انتساب به قبيله هاى مختلف، مايه ى امتياز و شناسايى افراد از يكديگر است، وناگفته پيداست كه اگر خلقت انسان به غير اين صورت بود كه زير بنا يك زندگى اجتماعى است امكان پذير نبود زيرا در اين صورت همه افراد انسان بسان كالاهاى مشابه يك كارخانه بودند كه هرگز قابل بازشناسى نبودند. بنابراين در طرح خلقت، زندگى اجتماعى به صورت غايت نهايى خلقت بوده است و از روز نخست، با در نظر گرفتن چنين غايت، آفرينش انسان طرح ريزى شده است، واين همان است كه مى گويند: زندگى دسته جمعى، مقتضاى فطرت و آفرينش انسان مى باشد.
ب: (وَهُوَ الّذى خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشراً فَجَعَلَهُ نَسباً وَصهراً وَكانَ رَبّكَ قَديراً ).[٢]
[١] حجرات/١٣.
[٢] فرقان/٥٤.