انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢
علم است كه انسان بايد آن را به هر نحوى كه باشد بياموزد، ولى كلام حضرت رسول از گستردگى خاصى برخوردار است.
٢. شناخت انسان به خاطر برآوردن نيازهاى مادى ومعنوى او ـ اين بخش از شناخت است كه مى تواند مقدمه تصميم گيرى، ووسيله شناخت بايستى ها ونبايستى ها وجهت بخشيدن به ايدئولوژى انسان باشد و هيچ مكتبى بدون شناخت انسان نمى تواند، براى او تكليف ووظيفه اى معين كند، امر ونهى نمايد، براى او نظام حقوقى، سياسى، اقتصادى، پى ريزى كند و يا نظام خانوادگى خاصى و شيوه حكومتى را پيشنهاد نمايد، تا مكتبى انسان را نشناسد چگونه مى تواند درباره ى حيات فردى و اجتماعى او، طرح صحيح و جامعى بريزد و روش و فرهنگ خاصى را، بر او عرضه كند مگر نه اين است كه هر نوع طرح نوين درباره ى انسان، و هر نوع بايد و نبايد براى تعالى و بالا بردن مقام او است در چنين صورت شناخت انسان به صورت پايه براى تعيين برنامه زندگى او لازم و ضرورى است.
در احاديث اسلامى به اين نوع از شناخت اشاره هايى وجود دارد كه برخى را يادآور مى شويم:
اميرمؤمنان فرمود:
«أَعْظَمُ الْجَهْلِ، جَهْلُ الإِنْسانِ أَمْرَ نَفْسِهِ، أَعْظَمُ الْحِكْمَةِ مَعْرِفَةُ الإِنْسانِ نَفْسَهُ وَوُقُوفِهِ عِنْدَ قَدْرِهِ ».[١]
«بزرگ ترين ناآگاهى، خويشتن نشناسى است و بالاترين دانش ها شناخت خويشتن، تا از اندازه خود تجاوز نكند».
[١] غررالحكم، ص ٧٧.