انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٤
خاصى با يكديگر مربوط مى شوند و آثارشان نيز با يكديگر پيوستگى پيدا مى كند، و در نتيجه اثرى بروز مى كند كه عين مجموع اثر اجزاى در حال استقلال نيست، و دگرگونى در گوشه اى، مايه ى بروز دگرگونى در قسمت هاى ديگرى مى شود، مانند ترازو كه سنگينى يك كفه، مايه ى دگرگونى در كفه ديگر ا ست.
عين اين تصور در تركيب جامعه انجام گرفته است، زيرا: «جامعه از نهادها و تأسيسات اصلى و فرعى تشكيل شده است، اين نهادها وافراد به يكديگر پيوسته ووابسته هستند، تغيير در هر نهادى اعم از نهاد فرهنگى، مذهبى، اقتصادى، سياسى ، قضايى و تربيتى موجب تغيير در نهادهاى ديگر مى شود، و زندگى اجتماعى به عنوان اثر قائم به كل ماشين اجتماع پديد مى آيد، امّا بدون اين كه افراد در كل جامعه هويت خود را از دست بدهند».[١]
تركيب افراد يك جامعه بسان تركيب افراد تئاتر است كه گروهى به عنوان بازيگر و گروهى ديگر به صورت تماشاگر دور هم گرد مى آيند و تركيب مجموع نفرات در تماشاخانه اعم از بازى گر و تماشاگر يك تركيب مكانيكى است.
برداشت قرآن از وحدت جامعه
برداشت قرآن از وحدت جامعه به گونه ديگرى است كه مى توان گفت كه تركيب آن از قبيل تركيب حقيقى است نه تركيب اعتبارى و نه تركيب صناعى، ونه تركيب شيميايى بلكه تركيبى است كه در نوع خود مشابهى ندارد وعناصر
[١] جامعه و تاريخ ص ١٧ـ١٨.