انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٦
لَقَوِىٌّ عَزيزٌ).[١]
«آنان كه از ديارشان بدون علت رانده شده اند جز اين كه مى گفتند: پروردگار ما خدا است اگرخداوند برخى از مردم را به بعض ديگر دفع نكند، ديرها و كليساها«كنشتها» و مساجدى كه نام خدا در آنجاها زياد برده مى شود، ويران مى گردد. هر كس خدا را يارى كند خداوند نيز او را يارى مى نمايد».
و در آيه ديگر آمده است:
(الَّذِينَ إِنْ مَكَّناهُمْ فِى الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وأَمَرُوا بِالمَعْرُوفِ ونَهَوا عَنِ الْمُنْكَرِوَللّهِ عاقِبَةُ الأُمُورِ).[٢]
«آنان كه اگر به آنها در روى زمين قدرت بدهيم، نماز را بپا مى دارند و زكات مى دهند، به نيكى ها امر مى كنندو از بدى ها باز مى دارند. سرانجام كارها با خدا است».
اين چهار آيه نخستين آياتى است كه در اصل تشريع جهاد نازل گرديده و در آنها به علل وانگيزه هاى جهاد نيز اشاره شده است. دقت در اين آيات ما را با انگيزه هاى جهاد آشنا مى سازد.
اوّلاً : رزمندگان راه حق هرگز آغاز به جنگ نكرده بلكه پاسخگوى نبردى بودند كه از طرف متجاوزان آغاز شده بود. يعنى اين گروه جنگ زده هستند نه جنگجو، در اين صورت دفاع كسى از خود كه مورد تجاوز است قهراً لازم وواجب خواهد بود، و در غير اين صورت تحمّل خوارى است و زبونى.
ثانياً: نشانه دوم بر تجاوز دشمن اين است كه آنان را به جرم اعتقاد به
[١] حج/ ٣٨ ـ ٤٠.
[٢] حج/ ٤١.