انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٩
قرآن در مواردى كه انسان را به اصطلاح با ابعاد منفى توصيف مى كند به دنبال آن، افراد صابر را كه داراى اعمال صالح ونيك مى باشند از اين ابعاد فوراً استثنا مى كند وچنين مى فرمايد:
(...إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ * إِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبيرٌ).[١]
«انسان به موقع رسيدن نعمت شادمان و فخر فروش است مگر آنان كه استقامت ورزند و عمل نيك انجام دهند براى آنان آمرزش و پاداش بزرگى است».
اين استثنا گواه بر اين است كه شرور وبدى ها و به اصطلاح ابعاد منفى در وجود انسان به صورت ابتدايى وجود ندارد زيرا آفرينش همه انسان ها يكسان بوده و در اين مورد تبعيضى نيست، بلكه يك چنين حالات، معلول طغيان پذيرى غرايز افراد غير مؤمن به خدا است ولى گروه با ايمان كه در برابر محرمات، حالت استقامت و خويشتن دارى دارند (إِلاّ الّذينَ آمَنُوا ... وَتَواصَوا بِالصِّبر)از چنين طغيان پيراسته بوده و غرايز آنان در مسير صلاح و تكامل آنان قرار مى گيرد.
و به ديگر سخن: انسانى كه از مكتب وحى وتعاليم حيات بخش پيامبران دورى جويد، غرايز درونى او، وى را عنود ولجوج، ستمگر و آزمند، بار مى آورد ولى آنگاه كه روح او از مكتب وحى الهام بگيرد و در اوحالت خداترسى پديد آيد اين غرايز شكل ديگرى به خود گرفته و همگى از عناصر سازنده تكامل او مى باشد.[٢]
[١] هود/١٠، ١١.
[٢] منشور جاويد، ج٤، ص ٢٧١ ـ ٢٧٨.