انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٥
امّا در اين صورت ديگر انسان، انسان نبود، بلكه يك ماشين گوشتى بود كه با فشردن دكمه اى بدون اين كه خود بخواهد وبداند ـ در راه تعيين شده اى به كار مى افتاد. و قدرت تخلف از انجام اعمال غريزى را نداشت و ناچار بود متناسب با زندگى خويش، چون، زنبور كندويى بسازد يا مانند كرم ابريشم بر گرد و دور خود پيله اى ببافد يا ....
امّا اكنون انسان است به مشيت خدا آزاد است خدا قدرت انتخاب به او داده است تا راه تكامل را با پاى خود برود و اين راه تا (بى نهايت) براى او باز است.
پس بيان قرآن در اين مورد همچون لحن آموزگارى است كه به شاگردان خويش مى گويد.
ما درسهاى لازم را به شما داده ايم و اينك هر كدام از شما كه خوب درس بخواند نمره خوب به او خواهيم داد و ما هر كس را بخواهيم قبول يا رد مى كنيم و هيچ مقامى نمى تواند به ما اعتراض كند و نظر ما را برگرداند و....
مى بينيم قبول نمودن و مردود ساختن شاگرد را مربوط به خواست خود مى داند امّا با در نظر گرفتن صلاحيت و طرز كار و شايستگى خود شاگرد.[١]
[١] منشور جاويد، ج٤، ص ٣٧٨ـ ٣٨٥.