انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٢
مختلف رو به تشكل و وحدت گذارده و در آينده نزديكى با تكامل فرهنگى وافزايش وسايل ارتباط جمعى، جامعه هاى مختلف آهنگ واحدى پيدا خواهند كرد و به صورت جامعه ى واحدى درخواهند آمد، و آن روحى كه مايه پيدايش جامعه هاى كوچك شده است، همان روح، اين جامعه ها را در مسير انسجام و توحيد قرار خواهد داد.
درباره علت زندگى اجتماعى انسان نظريه هاى گوناگونى مطرح شده است، گاهى گفته مى شود كه زندگى جمعى انسان، معلول حس استعمار وسودجويى است كه او را به سوى زندگى جمعى مى كشد، گاهى گفته مى شود كه يك محاسبه فكرى و عقلى انسان را به زندگى اجتماعى دعوت مى كند، زيرا انسان با يك محاسبه آسان دريافته است كه به تنهايى، به زندگى لذيذ و شيرين قادر و توانا نيست. و گاهى نظريات ديگرى مطرح مى گردد.
نظريه صحيح و استوارى كه مورد تأييد دلايل حسى و عينى است، و آيات قرآن نيز آن را تصديق مى كند اين است كه زندگى اجتماعى براى انسان يك امر فطرى است و چنين زندگى از نخست در خلقت او طراحى شده است(و به اصطلاح گذشتگان«الانسان مدنى بالطبع)» در اين صورت روح جمع گرايى كه در طول تاريخ از صورت هاى بسيط به صورت كاملتر رسيده است، قطعاً در آينده زندگى انسان، گسترش بيشترى پيدا كرده و همه جوامع و همه فرهنگ ها و تمدن ها، همه حكومت ها در جامعه واحدى كه يك فرهنگ و يك تمدن و يك حكومت دارد ادغام مى شوند و نشانه هاى چنين گسترش، در زندگى بشر قرن بيستم، كم و بيش به چشم مى خورد.
زيرا در حالى كه در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم، عده اى به فكر