انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥
٤. «النّاسُ مَعادِنٌ كَمَعادِنِ الذَّهَبِوَالْفِضَّةِ».
«كوهسار وجود مردم بسان معادن طلا و نقره است».
حديث نخست بر فرض صحت سند مى تواند ناظر به صفات موروثى از پدر ومادر باشد، زيرا صفات موروثى فرزندان به صفات جسمانى آنها اختصاص ندارد بلكه آنها فضايل اخلاقى و رذايل نفسانى را از پدر و مادر به ارث مى برند، كودكى كه از پدر و مادر بيمار جسمى و اخلاقى متولد مى شود در همان دوران رحم، مقدمات شقا و بدبختى اوبه صورت زمينه (البته زمينه نه علت تامه) پى ريزى مى شود، بر عكس، كودكى كه نطفه ى آنان از پدر و مادر سالم از نظر جسم و روان، در رحم بسته مى شود از همان لحظه مقدمات خوشبختى آنها پى ريزى شده، و به يك معنى سعيد و خوشبخت مى باشد، از آنجا كه اخلاق موروثى و خصوصيات روانى به صورت زمينه است، طبعاً مستلزم جبر نيست.
حديث دوم ناظر به اختلاف آفرينش ها از نظر كمالات است وهدف اين است كه تمام افراد با استعدادهاى مختلف و ارزشهاى گوناگون، مانند ارزشهاى طلا و نقره آفريده شده اند و از هر كس، چيزى مطلوب است كه براى آن آفريده شده است.
در پايان حديثى را كه از امام هفتم در اين مورد نقل شده اسـت مى آوريم.
محمد بن ابى عمير از حضرت كاظم (عليه السلام) سؤال كرد كه مقصود پيامبر از جمله «الشَّقِىُّ مَنْ شَقِىَ فى بَطْنِ أُمِّهِ وَالسَّعيدُمَنْ سَعِدَ فى بَطْنِ أُمّهِ» چيست؟ امام فرمود: مقصود اين است كه خدا از روز نخست مى داند كه چه افرادى