انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٣
آنگاه قران به بيان سرنوشت هر دو گروه پرداخته و پاداش و كيفر آنان را بيان مى كند:
اين آيات ناظر به آن گونه نيك فرجامى است كه افراد آن را با كمال حريت و آزادى تحصيل مى كنند، يعنى با افعال و كردارهاى نيك و بد خود، خوشبختى و بدبختى خود را در روز رستاخيز فراهم مى سازند و در اين نوع سعادت و شقاوت كوچكترين اجبارى در كار نيست.
٢. در آيه ديگر، افراد گنهكار علل بدفرجامى خود را در روز رستاخيز معلول غلبه «شقا» و «بدبختى» خويش در زندگى دنيوى مى دانند و چنين مى گويند:
(أَلَمْ تَكُنْ آياتِى تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ * قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَكُنّا قَوْماً ضالّينَ).[١]
«...مى گويند شقاوت ما بر ما چيره شد و ما قوم گمراهى بوديم».
اكنون بايد ديد مقصـود از «شقاوت دنيـوى» كه بر آنان غلبه كرد چيست؟
شكى نيست كه دوزخيان بد فرجامى خود را به «شقاوت» دنيوى خود نسبت مى دهند و مى گويند:
«شقوتنا» ولى بايد ديد كه آيا آن را مصنوع اعمال خويش مى انديشند و يا آن را وصف ذاتى مى دانند كه با آفرينش آنها همراه مى باشد. ذيل آيه مى رساند كه دوزخيان آن را يك حالت اكتسابى تلقى مى كنند كه در زندگى دنيوى آن را با اعمال خويش مى سازند، اينك ذيل آيه:
[١] مؤمنون/١٠٥ ـ ١٠٦.