انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
براى اين كه موضوع (هدايت دوم از آن كسانى است كه از هدايت نخست بهره گرفته باشد) روشن تر گردد، مثالى مى آوريم:
فرض كنيد عده اى بر سر يك چهار راه ايستاده اند و سراغ محلى را مى گيرند شخصى آنان را به يكى از خيابانها راهنمايى مى كند گروهى از آنان مى پذيرند و در همان مسير راه مى افتند، اين گروه وقتى به چهار راه دوم و سوم مى رسند باز هم راهنمايى مى شوند تا به مقصد مى رسند ولى كسانى كه همان جا مانده اند يا در راه ديگر گام نهاده اند ومنحرف شده اند لحظه به لحظه از راه اصلى و مقصد دور مى شوند ديگر زمينه اى براى راهنمايى بعدى آنان باقى نمى ماند.
خدا نيز نخست همگان را طبق مفاد آيه هاى زير هدايت فرموده است:
(إِنّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ...) .[١]
(وَهَدَيْناهُ النَّجدَيْنِ) .[٢]
سپس مشيت او بر اين قرار گرفته است كه راه يافتگان و پويندگان راه بار ديگر با عنايات خاص و هدايت خصوصى به قله هاى منيع انسانيت برساند و به تعبير خود قرآن:
(وَالّذينَ اهْتَدَوا زادَهُمْ هُدىً...) .[٣]
«آنان كه هدايت را پذيرفته اند خدا بيشتر هدايت مى كند».
روى همين اصل مى بينيم قرآن در يك جا هدايت را از آثار و نتايج جهاد
[١] انسان/٣.
[٢] بلد/١٠.
[٣] محمد/١٧.