انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤
نحوه ى تكامل نطفه را در رحم، قرآن در آيات مختلفى آورده و در سوره ى مؤمنون به تفصيل و به شكلى جامع مطرح كرده است كه هم اكنون به نقل وترجمه آن مى پردازيم:
(ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَة فَخَلَقْنَا العَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا المُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا العِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أنْشأناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللّهُ أحْسَنُ الخالِقينَ).[١]
«آنگاه نطفه را به شكل خون بسته درآورديم، پس آن خون بسته را گوشت پاره وگوشت پاره را استخوان ساختيم، سپس بر استخوان گوشت پوشانديم، آنگاه (با دميدن روح) به او خلقت ديگر داديم، آفرين بر قدرت خدا كه بهترين آفريننده هاست.»
اين شجره نسب وجود انسان كنونى است وآگاهى از اين شجره، در هيچ انسانى ايجاد عقده وناراحتى نكرده وهرگز تحقير نشده است. امّا ديگر مكاتب كه انسان را زاده ى جانوران واز آن پس موجوداتى شبيه ميمون، سپس ميمونهاى انسان نما مى دانند، انسان را تحقير كرده ودر او يك نوع عقده ى حقارت واحساس كوچكى توليد مى كنند.
اگر قرآن در ارايه ى نسب آدم به مراحل نخست اشاره مى كند، هدف تربيت اوست، تا در باره ى صنع آفرينش دقّت كند ودر برابر خداى خود، سر تعظـيم فرود آورد وكبر ونخوت دامن او را نگيرد; آنگاه پيشانى خود را به عنوان شكر وسپاس به زمين بسايد.[٢]
[١] مؤمنون/١٤.
[٢] منشور جاويد، ج١١ ، ص ٣٠ ـ ٣١.