انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٣
(...ما مَنَعَكَ ألاّ تَسْجُدَ إذْ أمَرْتُكَ...).[١]
«چه چيز تو را از سجده بر آدم، آنگاه كه امر كردم، باز داشت؟» .
و شيطان نيز وجود اين امر را پذيرفت، آنگاه در مقام اعتذار بر آمد.
ديگرى آنكه: خطاب، به فر شتگان در حالى متوجّه شد كه آنها در جايگاه خاصى (جايگاه قدس) مشغول تسبيح و تنزيه بودند و شيطان نيز، در ميان آنان قرار داشت و مشعول تنزيه خدا بود و خطاب الهى به گونه اى بوده كه همه ى آنان را كه در آن جايگاه قرا ر داشتند، شامل مى شد.[٢]
كسانى كه نظريه ى دوّم را پذيرفته اند، در تفسير ظاهر آيه كه شيطان از جن بود، دست به تأويلهاى غير صحيحى زده اند. مثلاً گفته اند: مقصود از جن موجود نامرئى است; نه گروه خاصى به نام جن. فرشتگان نيز داراى اين ويژگى نامرئى مى باشند. و گاهى هم گفته اند كه جن نيز گروهى از فرشتگان بودند،[٣] در حالى كه متبادر از جن در قرآن، همان موجودات مقابل ملائكه است، نه چيزى مستور از ديدگان، به گونه اى كه ملائكه را نيز شامل گردد و نه گروه خاصى از آنها. از اين جهت نظر نخست متين و استوار است.[٤]