انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٦
انسان نخست از آفرينشگرى خود رنج مى برد، در حالى كه انسان دوم لذت مى برد.
در اين پاسخ بر اين نكته تكيه شده است كه قسمتى از رنج ها و لذتها، مخلوق خود انسانِ برانگيخته شده است كه در آن جهان به تناسب واقعيت خود مى آفريند.
ثالثا:ً در اين جا مى توان درباره ى كيفرها و پاداشها سخن سومى نيز گفت و آن اين است كه اعمال انسان در اين جهان صورتى دارد، و همين اعمال در برزخ و در روز رستاخيز صورت ديگرى، يعنى شيى واحد به تناسب ظروف و شرايطى كه دارد تجلى خاصى دارد. مثلاً سنگ چخماق در شرايطى سرد و ملايم است، در حالى كه در شرايط ديگر آنگاه كه به آهن زده مى شود از درون آن آتش جرقه مى زند در حقيقت سنگ چخماق يك واقعيت بيشتر ندارد ولى در هر شرايطى به گونه اى خود را نشان مى دهد.[١]
روى اين اساس، قسمتى از پاداشها و كيفرها، تجسم اعمال نيك و بد انسان است كه در هر شرايطى به گونه اى خود را نشان مى دهند.
[١] اين مثال از بيان امير مؤمنان (عليه السلام) اقتباس شده است آنجا كه عربى استخوان كافرى را پيش خليفه سوم آورد و گفت اگر مشركان در دوزخند چرا من از اين استخوان حرارت احساس نمى كنم خليفه سوم سراغ على (عليه السلام)فرستاد و او مشكل را با اين تمثيل حل كرد(الغدير:٨/٢١٤)و درحقيقت اگر انسان احساس حرارت از استخوان كافر نمى كند به اين دليل است كه فاقد حس برزخى است و اگر واجد آن بود، آن را درك مى كرد.