انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٥
سؤال از اين كه چرا اين عمل زيبا بايد صورت پذيرد سؤالى است كه پاسخ آن در خود آن نهفته است.
گويى طراح اين اشكال از ادله ضرورى بودن معاد غفلت كرده از اين جهت سؤال مى كند كه غرض از كيفر و پاداش چيست؟ ولى اگر به آن علل ضرورت بخش توجه مى كرد، علت غايى از معاد را به دست مى آورد، زيرا علت غايى در دل آنها نيز نهفته است البته تجلى عدل الهى در معاد يكى از علل ضرورى بودن آن است، و در كنار آن علت هاى ديگرى نيز وجود دارد .
ثانياً: اين اشكال مى تواند در پاره اى از كيفرها و پاداش هايى كه جنبه قراردادى دارد، مطرح شود يعنى كيفرها و پاداش هايى كه لازمه وجود انسان نيست، و از مقامى به انسان اعطا مى گردد، يا انسان را تنبيه مى كند.
ولى بايد توجه نمود كه بخشى از كيفرها و پاداش ها(نه همه) جنبه قراردادى ندارد، بلكه لازمه وجود انسان است به اين معنى كه انسان در اثر يك رشته اعمال نيك و بد در اين جهان ملكاتى پيدا مى كند و با آن ملكات به شخصيت خود قوام و فعليت مى بخشد و به هنگام برانگيختگى، او با همان ملكات و فعليتها به محشر گام مى نهد، سپس در سايه اين ملكات مبدأ يك رشته افعال و آثار مى گردد كه متناسب با آن ملكات است و نمى تواند از آن آثار و افعال رها گردد. و اين افعال مايه ى فرح و خشنودى و يا مايه عذاب او مى گردد.
گناهكار در اثر غرق در شهوات داراى ملكات خاص مى شوند كه قهراً براى خود صورتهاى خبيث و موذى را مى آفرينند. همچنان كه افراد نيكوكار داراى ملكات زيبايى مى گردند كه پيوسته براى خود صور زيبايى مى آفرينند.