انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٤
٣. عبرت گيرى ديگران
گاهى برخى از بزهكاران را در انظار عمومى تنبيه مى كنند. در اينجا علاوه بر اين كه مجرم ادب مى شود مايه عبرت ديگران نيز مى گردد.
اكنون سؤال مى شود كه هدف از كيفر در روز رستاخيز چيست؟ اگر مقصود تسكين آلام كيفر دهنده است خدا بالاتر از آن است كه داراى چنين احساسات مادى باشد،و اگر هدف تنبيه مجرمان است، انديشه تنبيه مربوط به دنيا است نه آخرت، و اگر هدف عبرت است، در آن سرا عبرت مفهومى ندارد، زيرا كار از كار گذشته، مجال بازنگرى در رفتار و كردار سپرى شده است.
پاسخ: اولاً : اگر تحقق معاد يك امر ضرورى نبود، بلكه در همان بوته امكان باقى بود جا داشت مستشكل سؤال كند چرا به يك چنين امر ممكن وجود مى بخشيد ولى اگر يك رشته علل و اسباب ضرورت وجود پديده اى را ايجاب كند، در اين مورد سؤال از علت غايى كاملاً بى مورد است، زيرا عللى كه معاد را به صورت يك پديده ضرورى قلمداد مى كند، هم علت فاعلى در آن هست و هم علت غايى، بايد در كشف انگيزه هاى معاد و پاداش و كيفر، به آن علل كه ضرورت معاد را ايجاد مى كند، رجوع كرد و علت غايى را در آنها جستجو نمود.
كافى است كه در اين مورد يكى از آن ادله ششگانه را مطرح كنيم و بگوييم از آنجا كه معاد تجلى گاه عدل الهى است، و بدون آن عدل خدا مظهر كاملى ندارد، طبعاً غرض از معاد تحقق بخشيدن به عمل نيكو و زيبايى است كه عقل وجود آن را زيبا، و ترك آن را قبيح و نازيبا مى شمارد، در اين صورت