انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٦
شيطانى شد و با خود گفت، كارى انجام ندادى. ديه ى برادرت را گرفتى... چه بهتر اين فرد كه همراه تو است بكشى تا نفس در مقابل نفس كشته شود، ديه نيز به عنوان يك درآمد براى تو باشد. سرانجام مأمور رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را با سنگ بزرگى كشت و بر شتر سوار شد و به مكه بازگشت در حالى كه از اسلام به كفر برگشته بود.[١]
در اين مورد مخالفان نظريه خلود پاسخهايى گفته اند كه يادآور مى شويم:
١. مقصود از (مُتَعَمِّداً) اين است كه فردى مؤمن را به خاطر ايمانش بكشد و طبعاً در اين صورت، قاتل، كافر خواهد بود.
٢. مقصود از «خلود» اقامت ممتدى است كه در عرف به اين گونه اقامتها عنوان جاودانه نيز بكار مى رود مثلاً كسى كه خانه اى را براى سكونت خريدارى كند مى گويد: خانه هميشگى ما است در حالى كه به عنوان موقت است حتى احتمال دارد پس از مدتى عوض كند.
٣. آيه هر چند ظاهر در خلود در آتش است ولى هرگز صريح در قطعى بودن اين جزا نيست ممكن است از طريق توبه يا شفاعت مشمول عفو الهى گردد در اين صورت با شرك كه حتمى بودن حكم درباره او اعلام شده است، تفاوت پيدا مى كند قرآن درباره ى مشرك با قاطعيت هر چه تمامتر مى فرمايد:
(إِنَّ اللّهَ لا يَغْفِرُأَنْ يُشْرَكَ بِهِ ...) .[٢]
با اعلام اين مطلب نمى توان گفت: ممكن است مشرك مشمول شفاعت
[١] مجمع البيان،ج٥،ص٩٢ـ ٩٣.
[٢] نساء/٤٨.