انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩١
و مقصود اين است كه هرگز ايمان با ايجاد رابطه دوستى با دشمنان خدا و رسول او قابل جمع نيست.[١]
٣. عاصيان و متمردان
قرآن درباره ى آنان مى فرمايد:
(إِلاّ بَلاغاً مِنَ اللّهِ وَرِسالاتِهِ وَمَنْ يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فِيها أَبَداً * حَتّى إِذا رَأَوا ما يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَأَقَلُّ عَدَداً).[٢]
(«من مالك چيزى نيستم) مگر اين كه مأمورم پيام الهى و رسالت او را به شما برسانم و آن كس كه نسبت به خدا و رسول او عصيان ورزد براى او است آتش دوزخ، جاودانه وپيوسته در آنجا».
گروه عاصى آنگاه كه وعيدهاى الهى را ديدند در آن وقت مى فهمند كه چه كسى از نظر يار وياور ناتوان تر و از نظر شمار و تعداد كم تر است؟
هرگاه به جمله (وَمَنْ يَعْصِ اللّهََ وَرَسُولَهُ...) اكتفا ورزيم، طبعاً آيه معنى وسيعى خواهد داشت كه مؤمنان مرتكبان كبيره را نيز در بر مى گيرد ولى با توجه به سياق آيات خواهيم ديد، اين آيه مربوط به منكران پيامبران و تحقير كنندگان آنان مى باشد، و گواه بر اين مطلب دوچيز است كه يادآور مى شويم:
الف: در اين سوره از آيه ١٨تا ٢٨ محور سخن مشركان وگروه كافران است آنجا كه مى فرمايد:
[١] به سوره ى مجادله، آيه ى ٥و ٢٠نيز مراجعه شود.
[٢] جن/٢٣ ـ ٢٤.