انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٠
١. مقصود از ورود به دوزخ، اشراف و نزديك شدن به آن است و گاهى در زبان عرب (و غير آن) از اشراف و نزديكى به چيزى به لفظ ورود تعبير مى آورند، مثلاً كسى كه به دروازه ى شهرى رسيده است مى گويند وارد آن شهر شد.
اين گروه به برخى از آيات قرآن نيز استشهاد كرده اند:
قرآن درباره موسى (عليه السلام)مى فرمايد:
(وَلَمّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ...) .[١]
«هنگامى كه بر آب مدين وارد شد».
مسلماً آب در درون چاه بود و مقصود از ورود بر آب مدين، اشراف بر آن و رسيدن بر بالاى آن است، زيرا به دنبال آيه مى فرمايد:
(...وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النّاسِ يَسْقُونَ...).
«گروهى را ديدكه از آب چاه گوسفندان خود را سيراب مى نمايند».
بديهى است كسى كه داخل چاه شود نمى تواند بالاى آن را نظاره كند.
بنابراين مفاد آيه مورد بحث (وَإِنْ مِنْكُمْ إِلاّ وارِدُها...) اين است كه بهشتيان و دوزخيان همگى بر دوزخ اشراف پيدا مى كنند و نزديك آن قرار مى گيرند سپس اهل بهشت نجات يافته و روانه بهشت مى شوند و دوزخيان به دوزخ افكنده مى شوند و اگر در مورد بهشتيان تعبير «نجات يافتن از دوزخ» بكار رفته است چنان كه مى فرمايد: (ثُمَّ نُنَجِّى الَّذِينَ اتَّقَوا)براى اين است كه آنان تا لب پرتگاه دوزخ مى رسند، از آنجا كه در چنين شرايط بيم سقوط در آتش وجود دارد، به كار بردن لفظ «نجات» كاملاً مناسب مى باشد.
[١] قصص/٢٣.