انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦١
مقصود از اين آتش، آتش دوزخ است كه به عنوان كيفر در آن مى سوزند در حالى كه يك چنين تفسير مخالف مفاد ومدلول ظاهرى آيه است.
٤. (يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمانِهِمْ...) .[١]
«روزى كه مردان و زنان با ايمان را مى بينى كه نور وجود آنان در پيشاپيش و جانب راست آنان در حركت است».
آنچه از ظاهر اين آيه استفاده مى شود اين است كه در قيامت، وجود انسانهاى با ايمان به صورت منبع نورى در آمده كه پيش رو و اطراف آن را روشن مى سازد.
اكنون بايد ديد آنان، اين نور را از كجا آورده اند؟ پاسخ اين سؤال را مى توان از گفتار خود آنان به دست آورد، زيرا آنگاه كه منافقان از آنان درخواست مى كنند كه اندكى درنگ نمايند، تا اين گروه نيز در پرتو نور آنان حركت نمايند، به منافقان مى گويند:
(...ارْجَعُوا وَرائَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً...).[٢]
«به عقب (دنيا) بازگرديد و براى خود نور به دست آوريد».
يعنى ما اين نور را در دنيا كسب كرده ايم ، و شما اگر مى توانيد (كه نمى توانيد) به دنيا باز گرديد وبراى خود تحصيل نور نماييد. حال چگونه اين نور از دنيا نشأت گرفته است ، دو احتمال و جود دارد:
١. شخصيت والاى آنان در پرتو اطاعت و عبادت به صورت كانون
[١] حديد/١٢.
[٢] حديد/١٣.