انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٨
كوههايى با گردنه اى صعب العبور آفريده مى شود و اهل محشر بايد از آنها عبور نمايند، ادعايى بدون دليل است، زيرا نه از نظر دلايل نقلى مطلب روشن و قابل اعتمادى در دست است و نه عقل در اين باره قضاوت و حكمى دارد، زيرا آنچه از نظر عقل لازم و قطعى است، اين است كه بر اساس اصل حكمت الهى به برپايى قيامت حكم قطعى مى نمايد، ولى در مورد خصوصيات ياد شده اگر چه امكان آن را نفى نمى كند، ولى هيچ گونه حكمى بر لزوم آن ندارد.[١]
در توضيح كلام مفيد يادآور مى شويم واژه ى «عقبه» در قرآن در مورد برخى از فرايض و احكام الهى به كار رفته است چنان كه مى فرمايد:
(فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَما أَدْريكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَة * أَوْ إِطْعامٌ فى يَوْم ذى مَسْغَبَة * يَتيماً ذا مَقْرَبَة * أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَة).[٢]
«از گردنه صعب العبور به آسانى و به سرعت بالا نرفت و نمى دانى كه آن گردنه چيست؟ آزاد كردن بنده، يا طعام دادن در روز فقر و تهيدستى به يتيم خويشاوند يا مسكين فوق العاده تهيدست وبيچاره».
قرآن كريم در تفهيم معارف عميق و تعاليم عالى خود از روش تمثيل و تشبيه بهره مى گيرد، و بدين طريق فهم عميق ترين معارف را براى ذهن ها و انديشه هاى معمولى آسان مى سازد.
بررسى آيات تمثيلى قرآن خود بحث جداگانه اى را مى طلبد كه در حوصله ى بحث ما نيست.
[١] بحارالأنوار،ج٧،ص١٢٩.
[٢] بلد/١١ ـ ١٦.