انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٦
(وَإِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ).[١]
«هنگامى كه درياها شكافته شوند (حايل ميان آبهاى شور و شيرين برداشته شده و همه يك دريا گردند).
مرحوم طبرسى در تفسير واژه ى «فجر» و «سجر» روى معنى برداشته شدن مرزها و انباشته شدن آبها روى يكديگر و در نتيجه پر شدن درياها تكيه كرده است.[٢]
تفسير وى از معانى ديگرى كه ديگران برگزيده اند، صحيح تر به نظر مى رسد و شاهد بر آن اين است كه قرآن از ويژگى هاى كنونى درياها اين مطلب را بيان كرده است كه ميان درياها نوعى مرزبندى شده، آبهاى شور از شيرين جدا گرديده و به يكديگر آميخته نمى شوند چنان كه مى فرمايد:
(...هُوَ الَّذِى مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَهذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَحِجْراً مَحْجُوراً).[٣]
«او است آفريدگارى كه دو درياى شور و شيرين را به هم درآميخت(مجاور يكديگر قرار داد) و ميان آن دو حايل ايجاد كرد كه به يكديگر مخلوط نگردند».
به قرينه ى اين كه در ذيل آيه مى فرمايد:(وَجَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً)معلوم مى شود كه مقصود از «مرج» آميختگى آن دو نيست، بلكه تقارن مكانى و
[١] تكوير،٦.
[٢] (وَإِذَا البِحارُ سُجِّرَتْ) أى «أُرْسِلَ عَذْبُها على مالِحِها وَمالِحها عَلى عَذْبها حتّى امْتَلأتْ»... (وَإِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ)أى «فُتِحَ ببَعضِها فى بَعْض عَذبِها فى مِلْحِها وَمِلْحِها فى عَذْبِها فَسارَتْ بَحْراً واحِداً» (مجمع البيان،ج٥،ص٤٤٣ و ٤٤٩).
[٣] فرقان/٥٣.